شمارهٔ ۵ امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
گر اول آتش عشق آسان نمود ما را
زد یک شرر بر آورد از سینه دود ما را
آرام و خواب از ما ای همدمان مجویید
رفت آنکه چشم راحت خوش می غنود ما را
شام وصال را مه خوشید بود از هجر
در روز تیره افکند چرخ حسود ما را
بس دیر اگر میسر شد بزمگاه معشوق
زانجا فلک برون راند بسیار زود ما را
زین سان که وصل معدوم افتاد و هجر موجود
نابود بهتر ای دل صد ره ز بود ما را
سنگ جنون فکنده در قتل کوشد امروز
آن کاو بزنده داری شب می ستود ما را
از کفر عشق در دین شد رخنه ها که کردند
صد گونه سرزنش ها گبر و جهود ما را
ساقی ز حد فزون ده می کز ملال دوران
هر دم ملال دیگر در دل فزود ما را
فانی چسان توان بد در شهر بند هستی
چون ره به نیستی ها هجران نمود ما را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق عشق و هجران میپردازد. شاعر از دشواریهای عشق سخن میگوید و میگوید که در آغاز عشق، همه چیز آسان به نظر میرسد، اما با گذشت زمان و بروز مشکلات، عذاب و درد به وجود میآید. او از غم و اندوه ناشی از جدایی و فقدان آرامش صحبت میکند و به تضاد عشق و هجر اشاره دارد. شاعر همچنین به ناامیدی و تلخی زندگی اشاره میکند و از سوز و گداز عشق و جنون ناشی از آن مینالد. در نهایت، او نتایج دردناک عشق و وفاداری را به تصویر میکشد و سوال میکند که چگونه میتوان در دنیای پر از رنج و جدایی زندگی کرد.