شمارهٔ ۵۴ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
کار در دیر به غیر از جستن آن ماه نیست
کش ز اهل خانقه جستم یکی آگاه نیست
یک قدح خوردم که شد دود از دماغم سوی چرخ
چرخ گو خون خور ازین معنی که دود آه نیست
هر سفال کهنه در دیر مغان شد جام جم
زانکه آنجا هیچ فرقی در گدا و شاه نیست
دوخت از گل میخ انجم پای گردون شام هجر
کش تحرک سوی صبح وصل آن دلخواه نیست
دل نه بندی جز به هست مطلق ار عقلیت هست
زانکه هستیهای موهومت شده ناگاه نیست
گر لب و زلفت بود زنار می ای مغبچه
سجده پیش ابرویت هیچم کنون اکراه نیست
زاهد اندر سجده دور از حق فتاده رند را
دست بردن سوی ساغر جز به بسم الله نیست
فانیا در کشتزار عشق بر خوردن ز وصل
جز به رخسار چو کاه و نالهای جانکاه نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به جستجوی غیر از عشق و حقیقت در زندگی میپردازد. او بیان میکند که تنها چیزی که در کار در دیر (محل عبادت) جستجو میشود، عشق و وصال محبوب است. شاعر اشاره میکند که در این مکان، موقعیتی برای تفاوت میان افراد وجود ندارد و همه برابرند. او تأکید میکند که برای درک و احساس عشق، باید به واقعیت مطلق توجه کرد و از تعلقات دنیوی آزاد شد. همچنین، فریاد و درد در جستجوی وصال را با تصویر کاه و ناله توصیف میکند و به این نکته میپردازد که عبادتگران ممکن است از حق دور باشند و در دسترسی به عشق واقعی با قواعد و طرز تفکر خاصی مواجه شوند. در نهایت، او به شکوه عشق و زیباییهای آن میپردازد و اعتراف میکند که هیچچیز در برابر ابرو و زیبایی معشوق اهمیتی ندارد.