شمارهٔ ۶۳ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
رندان همه در کوی مغان گشته خرابت
ای مغبچه شوخ چه مست است شرابت
لطف و کرمت تیر کشیدست به تنها
ارباب وفا جان دهد از ناز و عتابت
هستی تو پری زانکه درآیی بدل و جان
در آمدن خانه کسی نیست حجابت
پرسی که چو من نیست به خوبی مه و خورشید
روشن بود ای ماه چو خورشید جوابت
در دیده اهل نظر آن چهره عیانست
جز تیره گی هستی ما نیست نقابت
در بادیه عشق ببازی نتوان رفت
کانجاست بسی صدمت و بسیار مهابت
فانی ننهی پای به سر منزل مقصود
تا نیست به جز باده هستی خور و خوابت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و مستی است. شاعر به توصیف شراب و حالت نشئهگونهای که ایجاد میکند، پرداخته و از زیبایی و جذابیت محبوب سخن میگوید. او اشاره میکند که محبوبش به قدری دلربا و نازکننده است که باعث جان دادن عاشقان میشود. شاعر به روشنی به محبوبش مینگرد و از وجود او به عنوان یک پری یاد میکند که با ورودش، حجابها را میزداید. او تأکید میکند که در عشق نباید به سادگی وارد شد و باید خطرات آن را دانست. در نهایت، شاعر میگوید تا زمانی که در جستجوی عشق و باده هستی هستیم، نباید از درخواست و دعا غافل شویم.