نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۰ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن کاکل مشکین که به رخ گشت حجابت

آهست مرا کار پی رفع نقابت

گنجی است ترا حسن کزو دهر شد آباد

لیکن دل دیوانه من گشت خرابت

ساقی می روشن که دل غم‌زده تیرست

از گردش دوران ز سر زلف به تابت

گر ماه نه‌ای چون شده از دور گذارت؟

گر عمر نه‌ای در شدن از چیست شتابت!

گویی ز لبم کام تو چه بود که دهی جام

هم گوی خود ای جان که درین چیست جوابت؟

افسانه خود چون به تو گویم پس عمری

چون بخت من آن لحظه رود چشم به خوابت

فانی ز غم مغبچگان چند وه و آه

شد در نظر پیر مغان وقت انابت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و عشق است. شاعر به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره می‌کند و از دل تنگ و پریشان خود سخن می‌گوید. او حسرت و شوق را در دل دارد و از ساقی می‌خواهد که برایش جامی پر کند. شاعر در این شعر به گذر زمان و تاثیر آن بر عشق و زیبایی نیز اشاره می‌کند و به نوعی بحران وجودی خود را به تصویر می‌کشد. به طور کلی، شعر معرفت و فراز و نشیب‌های عشق و زیبایی است.