شمارهٔ ۷۳ - تتبع مخدومی امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در شوق لعل تو که دلم خون ناب ریخت
شور آبه ایست آنکه بر آتش کباب ریخت
نقش سواد زلف تو بر صفحه دلم
شد چون سیاهیای که به روی کتاب ریخت
رستهست در بهار رخت لالهها مگر
از اشک خونفشان منش ابر آب ریخت
در دیر روشنی و صفا بین که مغبچه
یاقوت ناب در قدح آفتاب ریخت
شادم به معنی دگرش اینکه محتسب
گویند سوی میکده رفت و شراب ریخت
گو در حساب عمر نویس آنکه سیم و زر
بهر نشات مطرب و می بیحساب ریخت
در میکده به کهنه سفالی گدا نیم
هر کس که باده ریخت ز بهر ثواب ریخت
گلبوی گشت باده مگر از خوی عذار
ساقی درون باده گلگون گلاب ریخت
فانی به پیری اشک به رخ ریختن خوشست
می در قدح خوش آنکه به عهد شباب ریخت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و شوق عمیق شاعر نسبت به معشوق و تأثیر آن بر زندگیاش است. شاعر احساسات خود را به زیبایی و شکوه بیان میکند و تصویرهایی از عشق، دلتنگی و لذت از عشق به تصویر میکشد. او به کنایه از اشک و شراب، تلاش میکند تا احساسات پیچیدهاش را منتقل کند و به ارتباط میان لذت و درد در عشق اشاره میکند. در نهایت، شاعر به لذتهای جوانی و عشق در گذشته اشاره میکند و بر زیبایی لحظات ناب زندگی تأکید میکند.