نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۴ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از رفتن یارم بود آشوب قیامت

یارب مبرش جایی و دارش به سلامت

در هجر تو افتد به سرم انجم و گردون

ای شام فراق تو مرا روز قیامت

ای ساکن جنت گل اگر بر سر طوبی

مرئی نشدت بین سوی آن عارض و قامت

ای شیخ ریاضت کش اگر جانب رندان

تشریف نیاری بودت محض کرامت

هر دم ز خیال تو به خون در سخن افتم

گو عقل برو کاین ز جنون است علامت

چون بود تو نابود شد از برق تو ای دل

چه سود کنون از مژه باران ندامت

دل ز اندوه دوران همه اطراف جهان گشت

در گوشه میخانه شدش جای اقامت

بی وجد می ار شیخ درآمد به خرابات

گو خرقه و سجاده گرو کن به غرامت

فانی چو شدی جرعه کش حافظ و جامی

جمشید گدایی کند از جرعه جامت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از اشتیاق و اندوه ناشی از جدایی یار صحبت می‌کند. او به خداوند دعا می‌کند که یارش را از او جدا نکند و در غم فراق او به حوادث و ناکامی‌هایی که در زندگی‌اش رخ داده، اشاره می‌کند. شاعر بیان می‌کند که روزها به خاطر جدایی، مانند روز قیامت برایش سخت و تاریک شده است. همچنین به زیبایی و جذابیت یار اشاره می‌کند و از حال و هوای زندگی در میخانه و رهایی از قید و بندهای دنیوی سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر به فانی بودن و طلب نیکویی از جام عشق اشاره می‌کند.