نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۲ - تتبع شیخ امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ملک آفاق به جز دیر مغان این همه نیست

مایه عیش به جز رطل گران این همه نیست

واعظا این همه از باغ جنان قصه مگوی

که من و کوی کسی باغ جنان این همه نیست

دوش گفته‌ست ز بس نعره و آشوبم باز

هست او ورنه علالای سگان این همه نیست

جاه و اقبال جهان جمله حباب است و نمود

بود این سلسله شعبده سان این همه نیست

این همه حسن و لطافت که پریزاد مراست

گر سوی جنس بشر بنگری آن این همه نیست

از زمان هر نفسم صد غم بیداد رسید

ور نه جور و ستم اهل زمان این همه نیست

خاک کویش مگر از چشم ملائک شده نقش

ورنه از چهره عشاق نشان این همه نیست

فانیا جان ده و از محنت هجران واره

حاجت ناله و آشوب و فغان این همه نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل در مورد حیرت‌ها و زیبایی‌های دنیا و زندگی است و تأکید می‌کند که چیزهایی که به آنها مهم می‌دانیم، در واقع در نهایت ارزش چندانی ندارند. شاعر به باغ جنان و لذت‌های مادی اشاره می‌کند و می‌گوید که اینها در مقایسه با عشق و ارتباط با معشوق، معنا و اهمیت واقعی خود را از دست می‌دهند. او به ناپایداری دنیا و قابلیت فریبندگی آن اشاره می‌کند و می‌گوید که تمام زیبایی‌ها و احساسات عمیق در جنس بشری به سرانجام نرسیده و در واقع چیزی جز غم و درد نیست. در نهایت، شاعر از درد جدایی و سختی‌های زندگی می‌گوید و بیان می‌کند که اینها نیز در دنیای واقعی کم‌اهمیت‌تر از آنچه به نظر می‌رسد، هستند.