نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸ امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به کشف حال دوران نیست جام جم هوس ما را

همان جامی که ساقی عکس رو افکند بس ما را

ز شیخ هیچ کس چون جانب دیر مغان رفتم

کنون در خانقه دیگر نه بینی هیچ کس ما را

نشسته فارغ البالیم در دور تغار می

به راندن دور نتوان کرد زانجا چون مگس ما را

به فریاد خمار افتاده پیر دیر بدحالم

تو خواهی بود یا خود مغبچه فریادرس ما را

غریو کوس شاه از خواب مستی در نمی آرد

چه بیداری دهد ای کاروان بانگ جرس ما را

گدایی التماس ما بود یک جرعه می در سر

نخواهد بود لعل تاج شاهی ملتمس ما را

ازان رندان شمر ما را که در رندی و شبگردی

چو مستان از عسس بگریزد ار بیند عسس ما را

چو فانی غرق می گشتیم لیکن عاقبت یابند

حریفان بر کنار افکنده زین دریا چو خس ما را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حال و هوای عاشقانه و مستی شاعر پرداخته و به کشف حقیقت و زیبایی‌های زندگی اشاره می‌کند. شاعر از «جام جم» صحبت می‌کند که سمبل جستجوی حقیقت و لذت‌های زندگی است. او به سفر به سمت دیر مغان و خانقاه‌ها می‌پردازد و احساس تنهایی و دلتنگی را در دل دارد. شاعر در حال دل‌سپردن به می‌نوشی و بی‌خیالی است و از درد و رنج خمار مستی خود می‌گوید. همچنین، او از فرار رندان از دست نگهبانان شب یاد می‌کند و به عاقبت حریفان اشاره دارد که در نهایت به برخی نکات مهم زندگی پی می‌برند. به طور کلی، شعر بیانگر جستجوی روحی و اجتماعی شاعر در دنیای پر از چالش‌های زندگی است.