نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۰ - ایضا له امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

منم که کنج خرابات خانقاه منست

می صبوح زدن ورد صبحگاه منست

نبسته تیره گی کفر کله بر سر دیر

ز عشق مغبچه بر چرخ دود آه منست

ز عشق ماه وشان داغهای تازه ببین

سراسر از اثر اختر سیاه منست

بجرم زندگی از هجر آن گل رعنا

حصار امن و امان من و پناه منست

برون ز میکده نایم که از حوادث چرخ

سرشک سرخ و رخ زرد عذرخواه منست

به دیر پیش بتی سجده آرزو دارم

خیال زهد ندارم خدا گواه منست

روم به میکده گاه خمار چون فانی

که باده دافع این حالت تباه منست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و گرایش به نوشیدن شراب در کنار عشق و معشوق اشاره دارد. شاعر خود را در مکان‌هایی مانند خانقاه و میکده توصیف می‌کند و به عشق و دل‌تنگی‌اش نسبت به معشوق اشاره می‌کند. او حسرت و غم ناشی از جدایی را بیان کرده و زندگی را به عنوان جنگی بین عشق و حوادث می‌داند. در این شعر، شاعر از زهد و ترک دنیا دوری می‌کند و به جای آن، به میخانه و حسن معشوق پناه می‌برد تا از درد و غم خود رهایی یابد.