شمارهٔ ۸۷ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هرگز گدای میکده از شاه غم نداشت
کز التفات پیر مغان هیچ کم نداشت
تنها نه من به خاک مذلت فتادهام
هرگز فلک بر اهل خرد جز ستم نداشت
دارم سفال کهنه میخانه پر شراب
کین آیینه سکندر و این جام جم نداشت
در هجر گو بمیر هر آنکس که در وصال
جور و جفای دلبر خود مغتنم نداشت
جز قامتت که سوی اسیران خرام کرد
در باغ دهر سرو سهی این قدم نداشت
آن طفل شوخ مرغ دل خلق صید کرد
با آنکه دام طره پر پیچ و خم نداشت
فانی به فکر آن دهن ار مرد نیست عیب
کی بود کو عزیمت ملک عدم نداشت؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات شاعر درباره مشکلات و رنجهای زندگی میپردازد. او از گدایی میگوید که در میکده غم نداشته و از توجه پیر مغان بهرهمند است. شاعر احساس میکند که نه تنها او بلکه دیگران نیز تحت فشار و ستم زندگی هستند. او در اینجا به تقدیر و نابرابریهایی که انسانها با آن مواجهاند اشاره میکند و در عین حال به زیباییها و لذتهای زندگی، مانند شراب و عشق، پرداخته است. همچنین، او به عشق و جدایی اشاره میکند و این که تنها زیبایی جسم محبوبش است که توجه او را جلب میکند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که برای کسی که به مرگ فکر میکند، هیچ عیبی در این انتخاب نیست و زندگی چه بسا پر از کمبودها و چالشهاست.