شمارهٔ ۸۸ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
یارب آن مُغبَچهٔ شوخ ز میخانهٔ کیست؟
مست در میکده از ساغر و پیمانهٔ کیست؟
سوی مسجد شده و غیرت آن میکشدم
پیش من گرچه یقین است که در خانهٔ کیست
گنجِ حُسن است و سوی اهلِ محبت گذرش
وه که تا میلِ دلش جانبِ ویرانهٔ کیست؟
خلق دانست که آن رشکِ پری یارِ من است
دلِ سودازده ناگفته که دیوانهٔ کیست
شهرتِ رِندیام ار نیست یقینت بنگر
که به هر انجمنِ میکده افسانهٔ کیست؟
گوییام: چشمِ سیاهِ تو که را قاتل شد؟
شوخِ خونریز ببین نرگسِ مستانهٔ کیست!
قصدِ مرغِ دلِ فانی اگر آن چشم نکرد
طُرّه و خالِ تو بس دامِ که و دانهٔ کیست؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل به بیان احساسات شاعر درباره یک دختر جوان و زیبای میخانهای پرداخته است. شاعر از او سوال میکند که آن دختر کیست و از شوق و مستی او در میخانه صحبت میکند. همچنین، او به این فکر میکند که اگرچه همه میدانند این دختر محبوب اوست، اما دل خود را ناگفته و دیوانهوار برای او میسوزاند. شاعر به زیبایی و魅وشی او اشاره میکند و به قدرت جذب او میپردازد. شعر در نهایت با تصاویری از عشق و زیبایی و تاثیرات آن بر دل شاعر به پایان میرسد.