شمارهٔ ۹۱ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی
امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دید آن که پی من به خرابات فنا رفت
سرها چو حباب آمد و بر باد فنا رفت
در هجر تو آه دل من بوده که تا صبح
گفتند خلایق که مگر باد صبا رفت
در راه به زهاد بسی عربده کردست
آن کافر بد مست که دوش از بر ما رفت
غایب چو شد از ما دگر از ماش مجوئید
او بود پری رفت و ندانیم کجا رفت
سر منزل عشق تو بود کوی فنا زانک
هر چند که شاه آمد ازان سوی گدا رفت
رفت آن مه و گفتا که بیایم به برت زود
آن شوخ بلای دل غمگین چه بلا رفت
آن روز که می شد صفت مردمی از خلق
گویا ز همه بیشتر آئین وفا رفت
از صوفی رعنا چه صفا چشم توان داشت؟
کش عمر گرامی همه در زرق و ریا رفت
هر کس طرفی زد قدم از حادثه دهر
زین حادثه فانی به خرابات فنا رفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره دلتنگی و فراق محبوب است. شاعر به حالتی از بیثباتی و فنا اشاره میکند که در آن انسانها همچون حبابهایی در باد از بین میروند. او در دلش آه و اندوهی از هجران معشوق دارد و به زهد و عبادت هم اشاره میکند، اما در نهایت میبیند که به زودی همه چیز از دست میرود. شاعر از غایب بودن محبوب و بیخبر بودن از سرنوشت او صحبت میکند و این که هیچکس نمیتواند او را جستجو کند. همچنین دلسوزیهایی درباره وفا و صداقت در میان مردم و بیوفاییها و تقلبها در زندگی بیان میکند و به این نکته میپردازد که زندگی در دنیای مادی سرشار از زرق و برق است. در نهایت، همه چیز در مسیری به سوی فنا و زوال قرار دارد.