نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۷ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گفتم شراب لعل تو یاقوت احمر است

یاقوت و لعل نیست ندانم چه جوهر است

طوبی برابر قدت ار گوید اهل زهد

گفتن بود گیاه به طوبی بر ابر است

ماییم در حریم خرابات و جام می

محروم آنکه طالب فردوس و کوثر است

بنگر گدای میکده بر کف کهن سفال

همچون شهی که در کف او ساغر زر است

ای میفروش خرقه چو شد رهن می کنون

جام دگر بیار که نوبت به دفتر است

ای شیخ اگر بدیر فنا بگذری شبی

جز شید و حیله هر چه تو خواهی میسر است

جامی چو دو کشی بودت عالم دگر

از رنج عالم ای که ضمیرت مکدر است

مرغی که هست طایر بستان لامکان

کی قبض و بسطش از اثر چرخ و اختر است

از خود گذشت فانی و عشق بتی گزید

زان رو که بت‌پرست نکوتر ز خودپرست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از حافظ به بیان عمیق مفاهیم عشق، می‌گساری و روحانیات پرداخته است. او شراب را به یاقوت احمر تشبیه کرده و به جدایی بین زهد و شادمانی اشاره می‌کند. حافظ در این سخنان بر اهمیت لحظه‌ها و تجارب زمینی تأکید دارد و یادآوری می‌کند که جستجوی بهشت تنها می‌تواند در روحانیات و تجربیات زندگیش یابد. در نهایت، او عشق را برتر از خودپرستی می‌داند و به انسان دعوت می‌کند که از محدودیت‌های خود فراتر برود و به عشق و شناخت بهتر دست یابد.