قصاید — دیوان اشعار فرخی سیستانی
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۱ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود بن ناصر الدین سبکتگین غزنوی — بر آمد پیلگون ابری ز روی نیلگون دریا
- شمارهٔ ۶ - در مدح امیرابویعقوب یوسف بن سبکتگین گوید — چو سیر گشت سر نرگس غنوده ز خواب
- شمارهٔ ۵ - در تهنیت ولادت پسری از امیر ابویعقوب یوسف برادرسلطان محمود — سپیده دم که هوا بر درید پرده شب
- شمارهٔ ۸ - در مدح عضد الدوله امیر یوسف، برادر سلطان محمود — روزه از خیمهٔ ما دوش همی شد بشتاب
- شمارهٔ ۴ - در مدح امیر ابواحمد محمد بن محمود بن ناصرالدین سبکتگین — تا ببردی از دل و از چشم من آرام و خواب
- شمارهٔ ۲ - مدح خواجه عمید ابومنصور سیداسعد گوید — نیگلون پرده برکشید هوا
- شمارهٔ ۷ - در مدح امیر ابویعقوب یوسف بن ناصرالدین سبکتگین — باغ دیبا رخ پرند سلب
- شمارهٔ ۹ - در مدح خواجه جلیل عبدالرزاق بن احمدبن حسن میمندی — ز آفتاب جدا بود ماه چندین شب
- شمارهٔ ۳ - در مدح امیر محمدبن محمود بن سبکتگین — دوست دارم کودک سیمینبرِ بیجاده لب
- شمارهٔ ۱۱ - در صفت گوی بازی سلطان و مهمان شدنش بخانه یکی از فرزندان — ای فعل تو ستوده و گفتارهات راست
- شمارهٔ ۱۴ - در مدح میر ابوالفتح فرزند سید الوزراء احمد بن حسن میمندی — من ندانم که عاشقی چه بلاست
- شمارهٔ ۱۳ - در مدح خواجه بزرگ احمد بن حسن میمندی گوید — ای وعده تو چون سر زلفین تو نه راست
- شمارهٔ ۱۶ - در مدح خواجه ابوبکر حصیری گوید — دل آن ترک نه اندر خور سیمین بر اوست
- شمارهٔ ۱۲ - در مدح امیر ابویعقوب عضدالدوله یوسف بن ناصرالدین — گر چون تو بترکستان ای ترک نگاریست
- شمارهٔ ۱۰ - در مدح یمین الدولة سلطان محمود بن سبکتگین گوید — ای ملک گیتی گیتی تر است
- شمارهٔ ۱۵ - در مدح ابوالحسن علی بن الفضل بن احمد معروف به حجاج — ترک من بر دل من کامروا گشت و رواست
- شمارهٔ ۱۷ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود غزنوی گوید — همی تا خسرو غازی خداوند جهان باشد
- شمارهٔ ۲۳ - در تهنیت جلوس سلطان محمد پس از سلطان محمود گوید — هر که بود از یمین دولت شاد
- شمارهٔ ۲۵ - در مدح خواجه ابوبکر حصیری ندیم سلطان محمود — عاشقان را خدای صبر دهاد
- شمارهٔ ۲۰ - در صفت شراب خوردن سلطان محمدبن محمود غزنوی — خسرو می خواست هم از بامداد
- شمارهٔ ۲۲ - در مدح سلطان محمد بن سلطان محمود — هر روز مرا عشق نگاری بسر آید
- شمارهٔ ۲۱ - در تقاضا و مدح محمدبن محمودبن ناصر الدین گوید — ای همه ساله زخوی تو دل سلطان شاد
- شمارهٔ ۱۸ - در ذکر مراجعت سلطان محمود از فتح سومنات گوید — یمین دولت شاه زمانه با دل شاد
- شمارهٔ ۲۴ - در مدح خواجه عبد الرزاق بن احمد بن حسن میمندی گوید — ای دل من ترا بشارت باد
- شمارهٔ ۱۹ - در دعای به سلطان محمود غزنوی گوید — چندانکه جهانست ملک شاه جهان باد
- شمارهٔ ۲۷ - در تهنیت خلعت وزارت گوید — ای دل میر اولیا بتو شاد
- شمارهٔ ۳۳ - درمعنی عشق گوید — مرا، دی عاشقی گفت ای سخنور
- شمارهٔ ۲۸ - در مدح خواجه ابوعلی حسنک میکال نیشابوری — از باغ باد بوی گل آورد بامداد
- شمارهٔ ۲۶ - در مدح خواجه ابوبکر حصیری — ای پسر گر دل من کرد همی خواهی شاد
- شمارهٔ ۲۹ - در تهنیت جشن سده و مدح وزیر گوید — گر نه آیین جهان از سر همی دیگر شود
- شمارهٔ ۳۱ - در صفت باغ نو و کاخ ومجلس و دریاچه کاخ سلطان محمود گوید — بفرخنده فال و بفرخنده اختر
- شمارهٔ ۳۰ - در ذکر مراجعت سلطان محمود از هندوستان و فتح ثانی — قوی کننده دین محمد مختار
- شمارهٔ ۳۲ - در صفت لشکر سلطان محمود و خلعت دادن بدانان — هر سپاهی را که چون محمود باشد شهریار
- شمارهٔ ۳۸ - در شکر گزاری از اسبی که سلطان محمود داده است — ای آنکه همی قصه من پرسی هموار
- شمارهٔ ۳۹ - در مدح سلطان محمود بن ناصر الدین گوید — بخندد همی باغ چون روی دلبر
- شمارهٔ ۴۰ - درمدح یمین الدوله محمود بن ناصرالدین و ذکر فتوحات او گوید — سال و ماه نیک و روز خرم و فرخ بهار
- شمارهٔ ۳۷ - در ذکر شکار جرگه سلطان محمود پس از بازگشت از جنگ — ای ز کار آمده و روی نهاده به شکار
- شمارهٔ ۴۱ - این قصیده مصنوعه را در مدح سلطان محمود گفته است — پار آن اثر مشک نبودهست پدیدار
- شمارهٔ ۳۵ - در ذکر سفر سومنات و فتح آنجا و شکستن منات و رجعت سلطان گوید — فسانه گشت و کهن شد حدیثِ اسکندر
- شمارهٔ ۳۶ - در مدح سلطان محمود و ذکر شکار او گوید — ای مبارک پی جهاندار و همایون شهریار
- شمارهٔ ۳۴ - درمدح یمین الدوله محمود بن ناصرالدین و ذکر غزوات و فتوحات او در گنگ — بهار تازه دمید ای بروی رشک بهار
- شمارهٔ ۴۳ - در مدح سلطان محمد بن سلطان محمودبن ناصر الدین سبکتگین گوید — عشق خوشست ار مساعدت بود از یار
- شمارهٔ ۴۸ - در تهنیت عید فطر و مدح امیر محمد بن محمود گوید — رمضان رفت و رهی دور گرفت اندر بر
- شمارهٔ ۴۶ - در مدح امیر ابو احمد محمدبن محمود غزنوی — دی ز لشکرگه آمد آن دلبر
- شمارهٔ ۴۴ - در مدح امیر محمد بن محمود بن ناصر الدین گوید — ای زینهارخوار بدین روزگار
- شمارهٔ ۴۹ - تجدید مطلع — ای دریغا دل من کان صنم سیمین بر
- شمارهٔ ۴۵ - در عذر لاغری معشوق و توصیف لاغری و مدح امیر محمد بن محمود گوید — دل من لاغر کی دارد شاهد کردار
- شمارهٔ ۴۷ - در مدح میر ابواحمد محمدبن محمود بن ناصر الدین و وصف شکارگاه — چهار چیز گزین بود خسروان را کار
- شمارهٔ ۴۲ - در ذکر وفات سلطان محمود و رثاء آن پادشاه گوید — شهر غزنی نه همانست که من دیدم پار
- شمارهٔ ۵۶ - در مدح امیر ابواحمد محمد بن محمود بن ناصر الدین سبکتگین گوید — ای از در دیدار پدید آی و پدید آر
- شمارهٔ ۵۰ - در وصف بهار و مدح ابواحمد محمدبن محمود بن سبکتگین — مرحبا ای بلخ بامی همره باد بهار
- شمارهٔ ۵۷ - در مدح امیر محمد فرزند سلطان محمود غزنوی گوید — ای سرا پای سرشته ز می و شیر وشکر
- شمارهٔ ۵۲ - در مدح امیر ابواحمد محمدبن محمود غزنوی گوید — ای دل تو چه گویی که زمن یاد کند یار
- شمارهٔ ۵۱ - در مدح سلطان محمد بن سلطان محمود غزنوی گوید — شبی گذاشته ام دوش خوش به روی نگار
- شمارهٔ ۵۴ - در صفت شکار جرگه میر ابواحمد محمدبن محمود گوید — با من امروز که بوده ست بدین دشت اندر
- شمارهٔ ۵۳ - در مدح امیر محمد بن محمود بن ناصر الدین سبکتگین گوید — مرا چه وقت خزان و چه روزگار بهار
- شمارهٔ ۵۵ - در مدح امیر ابواحمد محمد بن محمود گوید — نبود عاشقی امسال مر مرا در خور
- شمارهٔ ۵۸ - در مدح امیرابواحمد محمد بن محمود غزنوی گوید — ای دل نا شکیب مژده بیار
- شمارهٔ ۶۱ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف و تهنیت ولادت پسری از وی — مرا بپرسید از رنج راه و شغل سفر
- شمارهٔ ۶۴ - درمدح عضدالدوله امیریوسف سپاهسالار برادر سلطان محمود — این هوای خوش و این دشت دلارام نگر
- شمارهٔ ۶۵ - نیز در مدح عضدالدوله امیر یوسف سپاهسالار برادر سلطان محمود گوید — همی نسیم گل آرد به باغ بوی بهار
- شمارهٔ ۶۲ - در مدح عضدالدوله امیر یوسف سپهسالار برادر سلطان محمود — خیز تا هر دو بنظاره شویم ای دلبر
- شمارهٔ ۶۰ - نیز در مدح امیر یوسف سپهسالار گوید — سروی گر سرو ماه دارد بر سر
- شمارهٔ ۵۹ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصرالدین سپاهسالار — دوش متواریک بوقت سحر
- شمارهٔ ۶۳ - در مدح عضدالدوله امیر یوسف سپهسالار گوید — هر که را مهتریست اندر سر
- شمارهٔ ۶۹ - نیز درمدح سلطان مسعود بن سلطان محمود گوید — مرا با عاشقی خوش بود هموار
- شمارهٔ ۷۲ - نیز در مدح سلطان مسعود بن سلطان محمود گوید — ماه دو هفته من برد مه روزه بسر
- شمارهٔ ۷۰ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود غزنوی گوید — بدین خرمی جهان، بدین تازگی بهار
- شمارهٔ ۷۳ - در ستایش سلطان مسعود غزنوی گوید — بدین خرمی و خوشی روزگار
- شمارهٔ ۶۷ - در مدح امیر یوسف سپاهسالار — ای پسر! جنگ بنِه، بوسه بیار
- شمارهٔ ۷۱ - در مدح سلطان مسعود بن سلطان محمود گوید — ز بس پیچ و چین تاب و خم زلف دلبر
- شمارهٔ ۶۶ - در مدح امیر یوسف بن ناصر الدین گوید — کاشکی کردمی از عشق حذر
- شمارهٔ ۶۸ - در مدح سلطان مسعود ولیعهد سلطان محمود گوید — ترک مه روی من از خواب گران دارد سر
- شمارهٔ ۷۴ - در مدح شمس الکفاة خواجه ابوالقاسم احمد بن حسن میمندی — یکروز مانده باز زماه بزرگوار
- شمارهٔ ۷۶ - در مدح خواجه احمد بن حسن میمندی و وزارت یافتن او بعد از عزل ٦ ساله — ای ترک همی باز شود دل بسرکار
- شمارهٔ ۷۷ - درمدح وزیر زاده جلیل ابوالفتح عبدالرزاق بن احمد بن حسن میمندی گوید — برفت یار من و من نژند و شیفته وار
- شمارهٔ ۸۱ - در مدح خواجه سید منصور بن حسن میمندی — ای دل ز تو بیزارم واز خصم نه بیزار
- شمارهٔ ۷۵ - نیز در مدح شمس الکفاة ابوالقاسم احمد بن حسن میمندی وزیر گوید — تاخم می را بگشاد مه دوشین سر
- شمارهٔ ۸۰ - در مدح خواجه عمیدابوالحسن منصور گوید — شمار روزه همی برگرفت روزشمار
- شمارهٔ ۷۸ - در تهنیت عید فطر و مدح خواجه جلیل عبدالرزاق بن احمد بن حسن میمندی گوید — حدیث نوشدن مه شنیده ای به خبر
- شمارهٔ ۷۹ - در مدح امیر ایاز اویماق منظور و محبوب سلطان محمود گوید — غم نادیدن آن ماه دیدار
- شمارهٔ ۸۳ - در مدح عارض سپاه محمودی ابوبکر عمید الملک قهستانی — پشت من بشکست همچون پر شکن زلفین یار
- شمارهٔ ۸۸ - در مدح خواجه ابوبکر حصیری عبدالله بن یوسف سیستانی ندیم گوید — چند روزست که از دوست مرا نیست خبر
- شمارهٔ ۸۹ - در مدح خواجه ابوالمظفر گوید — دلم در جنبش آمد بار دیگر
- شمارهٔ ۸۲ - در وصفت بهار و مدح وزیر زاده ابوالحسن حجاج علی بن فضل بن احمد گوید — امسال تازه روی تر آمد همی بهار
- شمارهٔ ۸۴ - در مدح خواجه ابوبکر عبدالله بن یوسف حصیری ندیم سلطان محمود — ای بالب پر خنده و با شیرین گفتار
- شمارهٔ ۸۵ - در مدح ابوبکر عبدالله بن یوسف حصیری ندیم سلطان محمود — ماه فروردین از گنج گهر یافت مگر
- شمارهٔ ۸۶ - در مدح ابوبکر عبدالله بن یوسف حصیری سیستانی ندیم سلطان محمود گوید — بردم این ماه به تسبیح و تراویح به سر
- شمارهٔ ۸۷ - در صفت داغگاه امیر ابو المظفر فخر الدوله احمدبن محمد والی چغانیان — چون پرند نیلگون بر روی پوشد مرغزار
- شمارهٔ ۹۶ - نیز در مدح سیدالکفاة خواجه ابوعلی حسنک وزیر گوید — باری ندانمت که چه خو داری ای پسر
- شمارهٔ ۹۰ - در مدح خواجه ابوسهل دبیر، عبدالله بن احمد بن لکشن گوید — دوش ناگاه بهنگام سحر
- شمارهٔ ۹۲ - در مدح خواجه عمید سید ابواحمد تمیمی گوید — آن کیست کاندر آمد بازی کنان ازین در
- شمارهٔ ۹۴ - در وزارت یافتن وخلعت پوشیدن خواجه ابو علی حسنک وزیر گوید — نیک اختیار کرد خداوند ما وزیر
- شمارهٔ ۹۳ - در مدح خواجه عمید اسعد کدخدای امیر ابوالمظفر والی چغانیان — بر گرفت از روی دریا ابر فروردین سفر
- شمارهٔ ۹۱ - نیز در مدح خواجه ابوسهل دبیر، عبدلله بن احمد بن لکشن — بوستان سبز شد و مرغ در آمد به صفیر
- شمارهٔ ۹۵ - نیز در مدح خواجه ابو علی حسنک وزیر گوید — ای ترک دلفریب دل من نگاهدار
- شمارهٔ ۹۷ - نیز در مدح خواجه ابوعلی حسنک وزیر گوید — مهرگان امسال شغل روزه دارد پیش در
- شمارهٔ ۱۰۱ - در مدح عضد الدوله امیر یوسف برادر سلطان محمود — یاد باد آن شب کان شمسه خوبان طراز
- شمارهٔ ۹۸ - در مدح ابوبکر عمید الملک قهستانی عارض لشکر گوید — ای غالیه کشیده ترا دست روزگار
- شمارهٔ ۱۰۲ - در مدح شمس الکفاة خواجه احمدبن حسن میمندی — سرو ساقی وماه رود نواز
- شمارهٔ ۱۰۳ - در مدح سلطان مسعود بن سلطان محمود غزنوی — آشتی کردم با دوست پس از جنگ دراز
- شمارهٔ ۱۰۴ - در مدح سلطان محمود و ذکر مراجعت او از رزم و فتح قلعهٔ هزار اسب — برکش ای تُرک و به یک سو فکن این جامهٔ جنگ
- شمارهٔ ۹۹ - در مدح خواجه حسین بن علی گوید — دلم همی نشود بر فراق یار صبور
- شمارهٔ ۱۰۵ - در ذکر شکارگاه و شکار کردن سلطان محمود غزنوی گوید — خدایگان جهان خسرو بزرگ اورنگ
- شمارهٔ ۱۰۰ - در مدح خواجه ابوسهل دبیر گوید — کوس فرو کوفت ماه روزه بیکبار
- شمارهٔ ۱۱۳ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود بن ناصر الدین سبکتگین — بگذرانیدی سپاه از رود هایی کز قیاس
- شمارهٔ ۱۰۸ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصر الدین گوید — همی بنفشه دمد گرد روی آن سرهنگ
- شمارهٔ ۱۱۱ - در مدح عضدالدوله امیر یوسف بن ناصر الدین گوید — عشق نو و یار نوو نوروز و سر سال
- شمارهٔ ۱۰۷ - در مدح محمد بن محمود بن ناصر الدین گوید — چه فسون ساختند و باز چه رنگ
- شمارهٔ ۱۱۰ - در مدح عضد الدوله امیر یوسف برادر سلطان محمود — همیشه گفتمی اندر جهان به حسن و جمال
- شمارهٔ ۱۰۶ - در مدح سلطان محمدبن سلطان محمود گوید — مرا سلامت روی تو باد ای سرهنگ
- شمارهٔ ۱۱۲ - در مدح امیر فخر الدوله ابوالمظفر احمدبن محمد والی چغانیان — تا خزان تاختن آورد سوی باد شمال
- شمارهٔ ۱۰۹ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود غزنوی گوید — تا گرفتم صنما وصل تو فرخنده به فال
- شمارهٔ ۱۱۹ - در مدح سلطان محمود غزنوی و تقاضا گوید — ای شهی کز همه شاهان چو همی در نگرم
- شمارهٔ ۱۱۶ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود غازی غزنوی — عید عرب گشادبه فرخندگی علم
- شمارهٔ ۱۱۵ - در مدح سلطان محمد بن محمود غزنوی — دوش تا اول سپیده بام
- شمارهٔ ۱۱۸ - در مدح امیر ابویعقوب یوسف برادر سلطان محمود — همی روم سوی معشوق با بهار بهم
- شمارهٔ ۱۲۱ - در مدح عضدالدوله امیر یوسف سپاهسالار گوید — ای ز سیمینه فکنده در بلورینه مدام
- شمارهٔ ۱۱۷ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف سپاهسالار گوید — گل بخندید و باغ شد پدرام
- شمارهٔ ۱۱۴ - در مدح امیرابواحمد محمد بن سلطان محمود — مجلس بساز ای بهار پدرام
- شمارهٔ ۱۲۰ - در مدح میر ابو یعقوب عضدالدوله یوسف بن ناصر الدین — روز خوش گشت و هوا صافی وگیتی خرم
- شمارهٔ ۱۲۸ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود بن ناصر الدین گوید — خداوند ما شاه کشورسِتان
- شمارهٔ ۱۲۵ - در مدح خواجه ابواحمد تمیمی گوید — بفزوده ست بر من خطر قیمت سیم
- شمارهٔ ۱۲۲ - در مدح سلطان ابو سعید مسعود بن محمود غزنوی — جشن سده و سال نو و ماه محرم
- شمارهٔ ۱۲۴ - در مدح خواجه ابو سهل عراقی گوید — کی نشینیم نگارا من و تو هر دوبهم
- شمارهٔ ۱۲۶ - در مدح خواجه سید ابوالطیب بن طاهر — بار بربست مه روزه و برکند خیَم
- شمارهٔ ۱۲۳ - در مدح خواجه احمد بن حسن میمندی گوید — بنفشه زلف من آن سرو قد سیم اندام
- شمارهٔ ۱۲۷ - در مدح خواجه ابوسهل عبدالله بن احمد بن لکشن دبیر گوید — بر بناگوش تو ای پاکتر از در یتیم
- شمارهٔ ۱۲۹ - در مدح یمین الدولة و امین الملة محمود بن ناصرالدین — بزرگی و شرف و قدر و جاه و بخت جوان
- شمارهٔ ۱۳۵ - در مدح سلطان محمود غزنوی — جاودان شاد باد شاه جهان
- شمارهٔ ۱۳۲ - در مدح سلطان محمود غزنوی گوید — ای شهریار بیقرین ، ای پادشاه پاک دین
- شمارهٔ ۱۳۷ - در مدح سلطان محمد بن محمود غزنوی — سوسن داری شکفته برمه روشن
- شمارهٔ ۱۳۰ - درمدح یمین الدوله ابوالقاسم محمود بن ناصر الدین گوید — بنفشه زلف من آن آفتاب ترکستان
- شمارهٔ ۱۳۱ - در مدح سلطان محمود سبکتگین گوید — چه روز افزون و عالی دولتست این دولت سلطان
- شمارهٔ ۱۳۴ - در مدح یمین الدوله محمود بن ناصرالدین — بگشاد مهرگان در اقبال بر جهان
- شمارهٔ ۱۳۳ - در تهنیت عید و مدح سلطان محمودغزنوی — عید فرخ باد بر شاه جهان
- شمارهٔ ۱۳۶ - در حسب و حال و رنجش خاطر سلطان و طلب عفو گوید — ای ندیمان شهریار جهان
- شمارهٔ ۱۴۲ - نیز در مدح سلطان محمد بن سلطان محمود گوید — همی کند به گل سرخ بر بنفشه کمین
- شمارهٔ ۱۴۵ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصر الدین غزنوی — مکن ای دوست به ما بد نتوان کرد چنین
- شمارهٔ ۱۳۹ - در مدح محمد بن محمود بن ناصرالدین — هم از سعادت و اقبال بود و بخت جوان
- شمارهٔ ۱۴۳ - درمدح عضدالدوله امیر ابویعقوب یوسف بن ناصرالدین — ای نیمشب گریخته ز رضوان
- شمارهٔ ۱۴۰ - در مدح امیر ابو احمد محمد بن محمود بن ناصر الدین — سرو دیدستم که باشد رسته اندر بوستان
- شمارهٔ ۱۳۸ - نیز در مدح سلطان محمد بن سلطان محمود گوید — گفتم مرا سه بوسه ده ای شمسه بتان
- شمارهٔ ۱۴۴ - در حسب حال و ملال خاطر امیر یوسف و سه سال مهجور ماندن از خدمت او و شفاعت امیر محمد گوید — خوشا بهاران کز خرمی و بخت جوان
- شمارهٔ ۱۴۱ - نیز در مدح امیر ابواحمد محمد بن محمود غزنوی — نتوان کردازین بیش صبوری نتوان
- شمارهٔ ۱۵۱ - نیز در مدح امیر یوسف بن ناصر الدین گوید — تا پرنیان سبز بورن کرد بوستان
- شمارهٔ ۱۴۶ - در مدح عضدالدوله یوسف بن ناصر الدین — جشن فریدون خجسته باد و همایون
- شمارهٔ ۱۴۸ - در مدح عضد الدوله امیر ابو یعقوب یوسف سپهسالار گوید — دی چو دیوانه بر آشفت و به زه کرد کمان
- شمارهٔ ۱۴۹ - در مدح امیرابویعقوب یوسف برادر سلطان محمود گوید — همه گره گره است آن دو زلف چین بر چین
- شمارهٔ ۱۵۳ - در تقاضای معاودت سلطان مسعود از اصفهان به غزنین پس از فوت محمود — ای برید شاه ایران از کجا رفتی چنین
- شمارهٔ ۱۴۷ - نیز در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصر الدین — آن کمر باز کن بتا ز میان
- شمارهٔ ۱۵۰ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصر الدین — ای روی نکو! روی سوی من کن و بنشین
- شمارهٔ ۱۵۲ - در صفت خزان و مدح امیر ابوالمظفرنصر بن سبکتگین برادر سلطان محمود گوید — چو زر شدند رزان، از چه؟ از نهیب خزان
- شمارهٔ ۱۶۱ - در مدح خواجه ابوسهل دبیر وزیرامیر یوسف — اندر آمد به باغ باد خزان
- شمارهٔ ۱۶۰ - در مدح خواجه ابوالفتح فرزند وزیرگوید — سیه زلف آن سرو سیمین من
- شمارهٔ ۱۵۹ - در مدح شمس الکفات احمد بن الحسن میمندی — گفتم گلست یا سمنست آن رخ و ذقن
- شمارهٔ ۱۵۵ - در وزارت یافتن خواجه احمد بن حسن میمندی بعد از عزل شش ساله — میغ بگشاد و دگرباره بیفروخت جهان
- شمارهٔ ۱۵۶ - در مدح شمس الکفاة خواجه ابوالقاسم احمد بن حسن میمندی — مکن ای ترک مکن قدر چنین روز بدان
- شمارهٔ ۱۵۸ - در مدح خواجه احمد بن حسن میمندی وزیر گوید — نگار من آن لعبت سیمتن
- شمارهٔ ۱۵۴ - در مدح سلطان مسعود و فتوحات او و کشتن او شیر را — بدان خوشی و بدان نیکویی لب و دندان
- شمارهٔ ۱۵۷ - در مدح شمس الکفات خواجه ابوالقاسم احمد بن حسن میمندی — آمد آن نو بهار توبهشکن
- شمارهٔ ۱۶۶ - نیز در مدح خواجه فاضل ابوبکر حصیری ندیم سلطان گوید — ای پسر نیز مرا سنگدل و تند مخوان
- شمارهٔ ۱۶۸ - در مدح خواجه عمید المک ابوبکرقهستانی عارض لشکر — بوستانیست روی کودک من
- شمارهٔ ۱۶۷ - نیز درمدح خواجه ابوبکر حصیری ندیم گوید — من پار دلی داشتم بسامان
- شمارهٔ ۱۶۹ - در مدح خواجه ابو سهل دبیر، عبدالله بن احمد بن لکشن وزیر ابویعقوب عضدالدوله یوسف بن سبکتگین — باغ پر گل شد و صحرا همه پر سوسن
- شمارهٔ ۱۶۲ - در مدح خواجه ابوالحسن حجاج، علی بن فضل بن احمد گوید — بت من آن به دو رخ چون شکفته لاله ستان
- شمارهٔ ۱۶۴ - در مدح عمیدالملک خواجه ابوبکر علی بن حسن قهستانی عارض سپاه — دی به سلام آمد نزدیک من
- شمارهٔ ۱۶۳ - در مدح خواجه ابوالحسن حجاج علی بن فضل بن احمد گوید — پیچان درختی نام او نارون
- شمارهٔ ۱۶۵ - در مدح خواجه ابوبکر حصیری ندیم سلطان محمود گوید — چند ازین تنگدلی ای صنم تنگ دهان
- شمارهٔ ۱۷۴ - در توصیف شکار سلطان گوید — اندر این هفته شکاری کرد کز اخبار آن
- شمارهٔ ۱۷۲ - در مدح خواجه ابو علی حسنک وزیر — ای عهد من شکسته بدان زلف پر شکن
- شمارهٔ ۱۷۶ - در دعای سلطان و تقاضای ملازمت سفر گوید — ای بر گذشته از ملکان پایگاه تو
- شمارهٔ ۱۷۷ - در مدح خواجه ابوسهل احمد بن حسن حمدوی گوید — سروی شنیده ای که بود ماه بار او ؟
- شمارهٔ ۱۷۵ - در مدح ملک زاده مسعود بن محمود بن سبکتگین — ای خانه مبارک و باغ بآفرین
- شمارهٔ ۱۷۱ - درمدح فخر الدوله ابو المظفر احمد بن محمد والی چغانیان و توصیف شعر گوید — با کاروان حله برفتم ز سیستان
- شمارهٔ ۱۷۳ - در ذکر مسافرت از سیستان به بست و مدح خواجه منصور بن حسن میمندی — چون بسیج راه کردم سوی بست از سیستان
- شمارهٔ ۱۷۰ - در مدح ابو منصور دواتی قراتکین حاکم غرجستان — مرا دلیست که از چشم بد رسیده به جان
- شمارهٔ ۱۷۹ - در مدح سلطان محمود بن سبکتگین غزنوی — با من به شابهار به سر برد چاشتگاه
- شمارهٔ ۱۸۰ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود غزنوی — به فرخی و به شادی و شاهی ایران شاه
- شمارهٔ ۱۸۲ - در مدح امیر ابو یعقوب عضدالدوله یوسف بن ناصر الدین — زلف مشکین تو زان عارض تابنده چو ماه
- شمارهٔ ۱۸۴ - نیز در مدح امیر ابواحمد محمدبن محمد غزنوی — بامدادان پگاه آمد با روی چو ماه
- شمارهٔ ۱۸۱ - در مدح سلطان محمود بن ناصر الدین غزنوی — هر که خواهنده دین باشد و جوینده راه
- شمارهٔ ۱۸۳ - در مدح امیر ابو احمد محمد بن محمودبن ناصر الدین — عروس ماه نیسان را جهان سازد همی حجله
- شمارهٔ ۱۸۵ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصر الدین — عید خوبان سرای آمد و خورشید سپاه
- شمارهٔ ۱۷۸ - در تهنیت عید و مدح سلطان محمود غزنوی — ز بهر تهنیت عید بامداد پگاه
- شمارهٔ ۱۸۶ - نیز در مدح امیر یوسف بن ناصر الدین — از پی تهنیت روز نو آمد بر شاه
- شمارهٔ ۱۹۳ - در تحریض به حرکت هندو تسخیر کشمیر گوید — هنگام گلست ای به دو رخ چون گل خود روی
- شمارهٔ ۱۸۹ - در مدح خواجه بزرگ و عذر تفصیر خدمت — ای رسانیده مرا حشمت و جاه تو به جاه
- شمارهٔ ۱۹۰ - در مدح خواجه ابوبکر حصیری ندیم سلطان محمود گوید — آن سمن عارض من کرد بناگوش سیاه
- شمارهٔ ۱۹۲ - در لغز آتش سده و مدح سلطان محمود گوید — یکی گوهری چون گل بوستانی
- شمارهٔ ۱۸۷ - در مدح خواجه ابوالقاسم احمد بن حسین میمندی — زمانه رغم مرا ای به رخ ستیزه ماه
- شمارهٔ ۱۹۱ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود غزنوی — ای صورت بهشتی در صدره بهایی
- شمارهٔ ۱۸۸ - در مدح خواجه ابوالحسن علی بن فضل بن احمد معروف به حجاج — به جان تو که نیارم تمام کرد نگاه
- شمارهٔ ۱۹۶ - در مدح ابو احمد محمدبن محمودبن ناصر الدین — به من باز گرد ای چو جان و جوانی
- شمارهٔ ۱۹۷ - در مدح امیر ابواحمد محمدبن محمود غزنوی — همی سراید چنگ آن نگار چنگسرای
- شمارهٔ ۱۹۹ - در مدح امیر ابو احمد محمد بن محمود گوید — ای باد بهاری خبر از یار چه داری؟
- شمارهٔ ۱۹۵ - در مدح سلطان محمد بن سلطان محمود — ای دوست به صدگونه بگردی به زمانی
- شمارهٔ ۲۰۱ - در مدح امیر محمد و تهنیت ولادت پسر وی گوید — گر مرا از تو به سه بوسه نباشد نظری
- شمارهٔ ۱۹۴ - در مدح سلطان محمود غزنوی گوید — مهرگان آمد و سیمرغ بجنبید از جای
- شمارهٔ ۲۰۰ - در مدح امیر ابواحمد محمد بن محمود غزنوی — دل من خواهی و اندوه دل من نبری
- شمارهٔ ۱۹۸ - در مدح محمد بن محمود غزنوی گوید — دل من همی جست پیوسته یاری
- شمارهٔ ۲۰۸ - در توصیف باغ امیر یوسف سپهسالار گوید — باغیست دلفروز و سراییست دلگشای
- شمارهٔ ۲۰۹ - در مدح امیر یوسف بن ناصر الدین سپاهسالار — ای ترک دگر خیره غم روزه نداری
- شمارهٔ ۲۰۳ - در مدح امیر محمد ولیعهد سلطان محمود — دلم مهربان گشت بر مهربانی
- شمارهٔ ۲۰۵ - در مدح امیر یوسف بن ناصر الدین — دوش همه شب همی گریست به زاری
- شمارهٔ ۲۰۶ - در تهنیت مهرگان و مدح عضد الدوله امیر یوسف — مهرگان رسم عجم داشت به پای
- شمارهٔ ۲۰۷ - در بهبود یافتن امیر یوسف از مرض و مدح اوگوید — هزار منت بر ما فریضه کرد خدای
- شمارهٔ ۲۰۴ - در مدح محمدبن محمودبن ناصرالدین گوید — مرا دلیست گروگان عشق چندین جای
- شمارهٔ ۲۰۲ - در مدح سلطان محمد بن سلطان محمود گوید — ای اَبر بهمنی که به چشم من اندری
- شمارهٔ ۲۱۶ - در مدح امیر ابو احمد محمد بن محمود غزنوی گوید — چون موی میان داری، چون کوه کمر داری
- شمارهٔ ۲۱۲ - در مدح خواجه عمید حامد بن محمدالمهتدی گوید — تا دل من ز دست من بستدی
- شمارهٔ ۲۱۴ - در مدح خواجه ابوسهل احمدبن حسن حمدوی گوید — ای پسر هیچ ندانم که چگونه پسری
- شمارهٔ ۲۱۰ - در مدح سلطان مسعود بن سلطان محمود گوید — خوشا عاشقی خاصه وقت جوانی
- شمارهٔ ۲۱۳ - در مدح سلطان مسعود بن سلطان محمود گوید — زنخدانی چون سیم وبراو از شبه خالی
- شمارهٔ ۲۱۱ - در مدح خواجه ابوالقاسم احمد بن حسن میمندی گوید — دل من همی داد گفتی گوایی
- شمارهٔ ۲۱۵ - نیز در مدح خواجه ابوسهل حمدوی گوید — ای قصد تو به دیدن ایوان کسروی