شمارهٔ ۱۳ - او راست فرخی سیستانی
فرخی سیستانی / قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از بس شمار بوسه که دوش آن نگار کرد
با روزگار کار من اندر شمار کرد
دیدم شمار و بوسه ندیدم همی به چشم
بی می مرا از آنچه ندیدم خمار کرد
گفتم که بوسه دادی لختی نگار من
گفتا بدین گرفته نخواهم نگار کرد
گفتا که لب چگونه برم پیش آنکه او
صد ره به بوسه هر دو لب من فگار کرد
چندین حدیث گفته شد و آخر آن نگار
تا بوسه ای بداد دو چشمم چهار کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی یک رابطه عاشقانه و تبادل بوسهها بین دو نفر است. گوینده از تعداد بوسههایی که محبوبش به او داده، شگفتزده است و بیان میکند که با این بوسهها، حال و روزش تحت تأثیر قرار گرفته. او به محبوب میگوید که بوسهاش احساساتی گرانبها به او داده و از او میپرسد که چرا این تعداد بوسه را داده است. در نهایت، تأکید میشود که این بوسهها باعث شده تا دو چشم گوینده پر از عشق و شگفتی شود. گویی عشق و ارتباط عمیقتری بین آنها شکل گرفته است.