نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱ - همو راست فرخی سیستانی

فرخی سیستانی / قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا کی بود این شوخی و تاکی بود این جنگ

زین شوخی و زین جنگ نگردد دل من تنگ

صلحست مرابا تو و بامن نکنی صلح

جنگست ترا با من و با تو نکنم جنگ

سنگست دلت مهر بر او تابان گه گه

کز تافتن مهر گهر زاید در سنگ

فرسنگ به فرسنگ دوانم ز پی تو

وزمن تو گریزانی فرسنگ به فرسنگ

گرمن ز تو ای دوست همی ننگ ندارم

تو نیز مدار از من و از صحبت من ننگ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بررسی رابطه‌ای میان دو نفر می‌پردازد و از درد و جدایی و همچنین جنگ و صلح صحبت می‌کند. او از صلح با معشوقش خواستار است و می‌گوید که جنگی با او ندارد. احساس دلتنگی و عشق او به معشوقش مانند سنگی است که در آن مهر تابان است. او همچنین به دوندگی‌اش برای یافتن معشوق اشاره می‌کند و از ننگ داشتن نسبت به عشق‌اش سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر خواستار از سرگیری صلح و نزدیکی دوباره به معشوقش است.