شمارهٔ ۲۷ - همو راست فرخی سیستانی
فرخی سیستانی / قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
چو روی تو نبود لاله بهاری نه
چو قد تو نبود سرو جویباری نه
ز دلبران نبودچون تو دلشکن یاری
زعاشقان نبود چون منی به زاری نه
ترا زمن همه جز بندگی نمودن نیست
مرا ز تو همه جزدرد و رنج وخواری نه
به بیست شهر چو من عاشق غریوان نیست
به صد بهار چو تو لعبتی بهاری نه
مراد تو همه جز جنگ و ترکتازی نیست
مراد من همه جز صلح و سازگاری نه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات بیانگر احساس عمیق عشق و دلباختگی شاعر نسبت به معشوق است. شاعر میگوید که در غیاب معشوق هیچ زیبایی و طراوتی وجود ندارد و هیچکس نمیتواند به پای معشوقی چون او برسد. او تنها هدفش را بندگی معشوق میداند و در عوض، او از درد و رنج عاشقانه رنج میبرد. شاعر به تضاد میان عشق و جنگ و صلح اشاره میکند و نشان میدهد که عشقش نیازمند صلح و آرامش است، در حالی که معشوق فقط به جنگ و فریبیدن عشق میاندیشد. بهطور کلی، شاعر از احساسات عمیق و پیچیدهای که میان عشق و رنج وجود دارد سخن میگوید.