شمارهٔ ۲۲ - نیز او راست فرخی سیستانی
فرخی سیستانی / قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ندهم دل به دست تو ندهم
گربه تو دل دهم ز تو نرهم
کوی تو جایگاه فتنه شده ست
بر سر کوی تو قدم ننهم
دوستان از فراق تو شکهند
من همی از وصال تو شکهم
گرمن لابه ساز چرب سخن
چه بسی لابه ها به دل ندهم
سخت بسیار حیله باید کرد
تا زدست تو سنگدل بجهم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر نشان میدهد که نمیتواند دلش را به محبوب بسپارد. او از خطرات و فتنههای عشق آگاه است و نمیخواهد به کوی محبوب قدم بگذارد. دوستان او از دوری محبوب ناراحت هستند، اما شاعر خود از محبت و وصال او رنج میبرد. او به این نتیجه میرسد که برای رهایی از محبت محبوبی که سنگدل است، باید بسیار دروغ بگوید و حیلههای زیادی بچیند.