نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ - نیز او راست فرخی سیستانی

فرخی سیستانی / قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

باغبان! زیر سرو بن منشین

نه کجا سرو نیست نیست زمین

نه همه سایه زیر سرو بود

زیر شاخ سمن شو و بنشین

باغ تو پر درخت سایه ورست

از پی خویشتن یکی بگزین

گرد آن سرو نارسیده مگرد

رنگ آن سرو نارسیده مبین

سرو را، دست باز دار به من

رحم کن بردل من مسکین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به باغبانی اشاره می‌کند که زیر درخت سرو نشسته و به او توصیه می‌کند که در زیر سایه دیگر درختان نیز بیاساید. او به باغبان می‌گوید که نیازی نیست فقط به سرو نارسیده توجه کند و به جای آن می‌تواند از سایه درختان دیگر بهره‌مند شود. شاعر همچنین از درخت سرو به عنوان نمادی از جذابیت و زیبایی یاد می‌کند و از باغبان درخواست می‌کند که رحمی بر دل او داشته باشد.