نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱ - همو راست فرخی سیستانی

فرخی سیستانی / قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گفتم چو به گرد سمنت سنبل کاری

دعوی ز دلم بگسلی ای ترک حصاری

دعوی تو ای ترک فزونتر شد تا تو

گرد سمن تازه همی سنبل کاری

دعوی توزینگونه نبوده ست ونبوده ست

از عشق تو اندر دل من چندین زاری

امروزهمه حال دگر گشت و بتر گشت

فردا نه عجب باشد اگر زین بتر آری

تا ترک سمن عارض بودی نه چنین بود

امروز چنین شد که بت مشک عذاری

با عارض ساده ز در دیدن بودی

با خط دمیده ز در بوس و کناری

تا من بزیم چنگ ز تو باز ندارم

دانم که سه بوسه تو زمن باز نداری

جان و دل و دین را به کنار تو گذارم

تاتو به کنار خودم از مهر گذاری

من با توهمی از در یاری به در آیم

شاید که تو آیی ز درم از در یاری

نازاز تو سزد برمن مسکین که توایدون

باطره مشکین وخط غالیه باری

باطره مشکین همگی فتنه چینی

با غالیه گون خط سیه شور تتاری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و احساسات عاطفی عمیق سخن می‌گوید. شاعر به معشوق خود، که به تصویر «ترک حصاری» و «سمن» کشیده شده، احساسی سرشار از درد و longing دارد. او از انتظارات و خواسته‌هایش از عشق می‌گوید و اینکه چگونه این احساسات در دلش زنده هستند. همچنین به تغییرات وضعیت و شدت احساساتش در گذشته و آینده اشاره می‌کند و از بوسه‌ها و ارتباط نزدیک با معشوقش یاد می‌کند. شاعر در نهایت به وابستگی عمیقش به معشوق و آرزوی دیدار دوباره با او تأکید می‌کند.