نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳ - نیز ازاوست فرخی سیستانی

فرخی سیستانی / قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

من بدین بیدلی و دوست بدین سنگدلی

من بدین محتملی یار بدین مستحلی

یار معشوق من از مستحلی بر نخورد

تا نیاید زمن این بیدلی و محتملی

بفریباند هر روز دلم رازسخن

آن سرا پای فریبندگی و مفتعلی

من از آن ساده دلی بیهده برهر سخنی

پای می کوبم چون گیلان بر نای گلی

چند گردم بر آن کس که نگردد برمن

چند گویم که مرا تو ز دل و جان بدلی

من غزل گویم پیوسته به یادتو غزال

تا تو پیوسته خریدار نوای غزلی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساسات عمیق و درد ناشی از عشق صحبت می‌کند. او از بی‌وفایی و سنگدلی معشوقش گله می‌کند و ابراز می‌کند که دلش هر روز فریب می‌خورد. شاعر به سادگی خود و ناامیدی‌اش از توجه معشوق اشاره می‌کند و به این فکر می‌کند که چرا باید به عشق کسی که به او توجهی ندارد ادامه دهد. در نهایت، او به سرودن غزل‌هایی درباره معشوقش ادامه می‌دهد و امیدوار است که معشوق همیشه خواهان آثارش باشد.