شمارهٔ ۲۸ - همو راست فرخی سیستانی
فرخی سیستانی / قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای دوستی نموده و پیوسته دشمنی
درشرط ما نبود که با من تو این کنی
دل پیش من نهادی و بفریفتی مرا
آگه نبودهام که همی دانه افکنی
پنداشتم همی که دل از دوستی دهی
بر تو گمان که برد که تو دشمن منی؟
دل دادن تو از پی آن بود تا مرا
اندر فریبی و دلم از جای برکنی
کشتی مرا به دوستی و کس نکشته بود
زین زارتر کسی را هرگز به دشمنی
بستی به مهر با دل من چند بار عهد
از تو نمیسزد که کنون عهد بشکنی
با تو رهیت را چو به دل ایمنی نبود
زین پس به جان چگونه بود بر تو ایمنی؟
خرمن ز مرغ گرسنه خالی کجا بود؟
ما مرغکان گرسنه ایم و تو خرمنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی دوستی و دشمنی صحبت میکند. شاعر به شخصی اشاره دارد که خود را دوست نشان داده اما در واقع دشمنی میکند. او احساس فریب خوردن میکند، زیرا تصور میکرده که طرف مقابل به او محبت میکند، در حالی که نیتش خراب بوده است. شاعر از این که دلش را تسلیم کرده، پشیمان است و به نقض عهد شخص مقابل اشاره میکند. او بیان میکند که اگر اعتماد و ایمنی در رابطه وجود نداشته باشد، چگونه میتوان به آن شخص اعتماد کرد. همچنین به گرسنگی و نیاز خود و دیگران تشبیه میکند و نشان میدهد که انتظار حمایت و دوستی از دیگران دارد.