شمارهٔ ۸ - نیز او راست فرخی سیستانی
فرخی سیستانی / قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
مرا گر چو من دوستداری نباید
مرا نیز همچون تویی کم نیاید
جدایی همی جویی ازمن ولیکن
ترا گر بشاید مرا می نشاید
چرا مهربانی نمایم کسی را
که پیوسته نامهربانی نماید
چرا دل نهم بر دل جنگجویی
که دل زو همه درد و رنج آزماید
دل آن را دهم کو به دل دادن من
بر افروزد و شادمانی فزاید
چو دل دادم آنگه سوی دل گرایم
تن آنجا گراید کجا دل گراید
دلم نازک و مهربانست ورنی
درین کار گفتار چندین چه باید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساسات عاشقانه و دلتنگیهای انسانی است. شاعر به عشق و جدایی اشاره میکند و از این میگوید که اگر کسی مانند او را دوست ندارد، او نیز نیازی به محبت او ندارد. او از نامهربانیها شکایت دارد و به این موضوع میپردازد که چرا باید دل خود را به کسی بدهد که با او به نازکدل نخواهد بود. در ادامه، شاعر به اهمیت محبت و دلدادن به کسی که واقعاً ارزش آن را دارد، تأکید میکند و از نازکی و حساسیت دل خود سخن میگوید. در نهایت، او با تردید و پرسش درباره این موضوع که در چنین شرایطی چگونه باید رفتار کند، به پایان میرسد.