شمارهٔ ۱ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
برقیم ولی رنجه نسازیم گیا را
همت بگماریم که سوزیم صبا را
شمعیم و تهیدستی ما بین که درین بزم
سامان فروغی نبود شعله ما را
در کعبه و بتخانه ره قرب نیابند
آنها که به تقلید پرستند خدا را
چون چهره به خون سرخ کند آنکه همه عمر
پرورده چو گل در کف جان رنگ حنا را
از دولت آن زلف چنانیم که امروز
گیرند سراغ از دل ما کوی بلا را
خلوت چه حدیثست به معشوق که هرگز
بیرون نتوان کرد از آن بزم حیا را
مشاطه دردم که درین باغ فصیحی
از خون جگر رنگ کنم دست صبا را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر به زیبایی و عواطف انسانی اشاره شده است. شاعر خواستار تلاش و همت برای انتقال حس و زیبایی به دیگران است، حتی اگر خود در شرایط نامساعدی قرار داشته باشد. او به این نکته اشاره میکند که در کعبه و بتخانه نمیتوان به معنای واقعی به خدا نزدیک شد، بلکه باید با قلبی خالص و بدون تقلید به او نزدیک شد. همچنین، شاعر از درد و رنج عاشقانهاش سخن میگوید و تأکید میکند که عشق و زیبایی در خلوت و حیا متجلی میشود، و او با خون دلش تلاش میکند تا زیبایی و عشق را به دیگران منتقل کند.