نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن قطره‌ام که بحر به دور افکند مرا

ظلمت ز ننگ بر در نور افکند مرا

من خانه‌زاد دیده دردم چو طفل اشک

گرداب غم به موج سرور افکند مرا

بر عشق مهربان شده ترسم که عاقبت

در قحط سال وعده طور افکند مرا

ایزد جزای مستی من چون دهد مگر

لب‌تشنه در سراب شعور افکند مرا

رحمت بهانه‌جوست مبادا نسیم لطف

در صیدگاه طره حور افکند مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق و پیچیده خود می‌پردازد. او از قطره‌ای صحبت می‌کند که او را در عمق دریا غرق کرده و تزریق ظلمت و ننگ به نور را تجربه کرده است. او خود را مانند کودکی می‌بیند که از درد و اندوه اشک می‌ریزد و در این گرداب غم، شادی را پیدا نمی‌کند. همچنین از نگرانی‌های خود درباره عشق و عواقب آن صحبت می‌کند، و اینکه ممکن است در پی وعده‌های عشق، در قحطی عاطفی به سر ببرد. شاعر به جستجوی رحمت و لطف الهی اشاره می‌کند و نگران است که مبادا این رحمت در دام فریب زیبایی‌ها بیفتد.