نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بردیم باز بر سر نظاره دیده را

کردیم رام دیده نگاه رمیده را

بردیم نام دلبر و کردیم بی‌قرار

این خون آرمیده عمری طپیده را

سیلاب غصه‌ام ز درون جوش می‌زند

من گل کنم ز ساده‌دلی بام دیده را

جز داغ لاله هیچ گیا دلپذیر نیست

آهوی در دیار محبت چریده را

پیش از دعای زلف تو هر شب جنون ما

نفرین کند رفوگر جیب دریده را

بیمار شو مسیح که در بیع‌گاه ناز

رد می‌کنند جان به لب نارسیده را

در جام ما بریز فصیحی که سوختیم

آن گریه‌های از دل دوزخ چکیده را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل در مورد عشق و longing است و حاوی احساسات عمیق و درد ناشی از جدایی و فراق است. شاعر به زیبایی‌های عشق و درد آن اشاره می‌کند و از عشق معشوق و عواطف ناشی از آن سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که دلش به خاطر یاد معشوق آشفتگی و اضطراب دارد و غم و دل‌تنگی‌اش مانند سیلابی از درون می‌جوشد. در ادامه، شاعر به دردهای ناشی از عشق و غم‌های ناشی از فراق پرداخته و حسرت و تمنای وصل را به تصویر می‌کشد. در نهایت، او خواهان کمک و دلجویی است تا از این درد رهایی یابد.