شمارهٔ ۲۰ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
عندلیب عشق را جز نالههای زار نیست
زین گلستانش نصیبی غیر نوک خار نیست
ما تباهی ماندگان موجخیز حیرتیم
کشتی ما شوربختان را به ساحل کار نیست
سالها عشق درین مرحله مبهوتم داشت
طفل گهواره اندیشه فرتوتم داشت
تو چه دانی که چه بار از سر کویت بردم
از وفا پرس که او پایه تابوتم داشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به نمایش درد و اندوه ناشی از عشق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری مانند "نالههای زار" و "نوک خار"، به تلخیهای عشق و ناکامیهایی که در پی آن به وجود میآیند، اشاره میکند. او خود را به عنوان کسی که در مسیر عشق هدر رفته، توصیف میکند و از سالها تأمل در عشق و بیثمری آن سخن میگوید. همچنین، او بار سنگینی را که از معشوق برداشته، و وفا را به عنوان تنها پناهگاه خود در این بیپناهی یادآور میشود.