شمارهٔ ۱۰۵ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
چون صبا جلوه آن زلف گره گیر دهد
عقل را ذوق جنون مژده زنجیر دهد
ناقه را پا همه بر دیده خونبار آید
هجر چون قافله را رخصت شبگیر دهد
هر که در عهد جمال تو ز مادر زاید
دایه فطرتش از خون جگر شیر دهد
هان فصیحی کم جان گوی که این بیشه ما
همه از زهر گیا طعمه نخجیر دهد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این متن به زیبایی و جذابیت زلف معشوق اشاره میکند که عقل را تحت تأثیر قرار میدهد و به جنون میکشاند. او همچنین به اشک و درد عشق اشاره کرده و میگوید که هر کسی که در زمان زیبایی معشوق به دنیا بیاید، طبیعتش از عشق و غم میچشد. شاعر از فصیحی میخواهد که بگوید این دنیای پرخطر، همه چیز را تحت تأثیر عشق قرار میدهد و هر زهر و تلخی به نوعی میتواند به طعمهای برای شکار عشق تبدیل شود.