نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۶ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

عشق هر جا دست با غیرت پی پیمان دهد

وصل آنجا جان ستاند هجر آنجا جان دهد

ما و آسایش معاذالله که صید عشق را

آب حیوان در جگر خاصیت پیکان دهد

عشق با هر کس بنا سازی بر‌آید نام وصل

در مذاقش لذت خونابه هجران دهد

خواب را بر چشم مستان اجل سازم حرام

بعد قتلم خوی او گر رخصت افغان دهد

نشئه شوق فصیحی هر دم افزونتر شود

عشق هر چندش شراب از ساغر حرمان دهد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و عواطف عمیق مرتبط با آن است. شاعر اشاره می‌کند که عشق به هر کسی که با غیرت تلاش کند، قدرت وصل و جدایی را می‌دهد. او بیان می‌کند که عشق برای او آسایش نمی‌آورد و بلکه او را به صید و شکار می‌کشاند. همچنین، عشق می‌تواند با تجربه‌های مختلفی از وصال و هجران، احساسات تلخ و شیرین را به همراه داشته باشد. شاعر در نهایت اشاره می‌کند که این شوق و علاقه هر روز بیشتر می‌شود، حتی اگر به درد و رنج نیز بینجامد.