شمارهٔ ۱۱۹ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
بهشتی روی من چون پرده از رخسار بگشاید
مرا بر هر سر مژگان بهشتی بار بگشاید
نسیم آشنا روی بهشتم میفریبد دل
مبادا غنچه چشمم درین گلزار بگشاید
مروت بین که حسن دوست نومیدش نگرداند
نظر بیگانهای گر بر در و دیوار بگشاید
نگاهی کز گلستان جمالش بار بربندد
ز غیرت سوزم ار بر روی یوسف بار بگشاید
گر از طره مگشا شانه گر مژگان کند حورت
بهل تا زان گره عشاق را صد کار بگشاید
حدیث شوخ و لعلت نازک افگارش کند ترسم
مگر آهسته آن لب را تبسموار بگشاید
چه مضرابست بر کف مطرب ما را که ما بر لب
ره هر ناله بربندیم او از تار بگشاید
چراغم سوزم و خاموش بنشینم نه تارم من
که کار بستهام از نالههای زار بگشاید
بدین اسباب رسوایی فصیحی شیخ شهر ما
دکان خودفروشی بر سر بازار بگشاید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و حساسیت احساسات عاشقانه اشاره دارد. شاعر از بهشت و زیباییهای آن سخن میگوید و به محبوب خود اشاره میکند که چگونه با نگاهها و حرکاتش، دل او را میفریبد. او به چالشهای عشق، تأثیر نظرات بیگانه و غم جدایی از محبوبش پرداخته و احساسات درونی خود را به تصویر میکشد. همچنین به واهمه از رسوایی و مشکلاتی اشاره دارد که این عشق ممکن است برای او به همراه داشته باشد. در کل، شعر تأکید بر زیبایی و دشواریهای عشق دارد.