شمارهٔ ۱۲۲ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
دیدی که چو بخت یار برگردید
چون دید که روزگار برگردید
هر خنده که بر گلم بهار افشاند
پی بر پی نوبهار برگردید
هر ناله که از دل فگار آمد
هم سوی دل فگار برگردید
هر نغمه که زنده داشت گوشم را
هم باز به سوی تار برگردید
هر میوه که از تف جگر پختم
در سینه شاخسار برگردید
چون میآمد پیاده آمد بخت
در برگشتن سوار برگردید
افسردگی دل فصیحی بین
بی داغ ز لالهزار برگردید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تغییرات وضعیت زندگی و احساسات خود اشاره میکند. او میبیند که وقتی سرنوشت به نفعش نیست، همه چیز در حال برگشت به عقب است. هر لبخندی که در بهار به او میرسد، به ناچار دوباره به سرما و افسردگی برمیگردد. نالهها، نغمهها و میوهها نیز به تلخی و درد برمیگردند. بهطور کلی، شاعر حس ناامیدی و فقدان شادی را بیان میکند و برگرداندن خوشبختی را آرزو دارد.