نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۷ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تا نفس داری سراغ کوی آن مه‌پاره گیر

و آن در و دیوار را چون دیده در نظاره‌گیر

رنگ عصمت مشکن و با خویش هم‌زانو مشو

یوسف من یک گریبان دگر هم پاره‌گیر

دیده گر گستاخ در باغ تماشا بشکفد

پنجه مژگان بیار و دیده نظاره گیر

کوشش بیچارگی خاک مرادت رد کند

ور بمانی بی‌نوا تاوان کار از چاره‌گیر

صرصر آهت فصیحی کند بنیاد سپهر

آن غبار تیره را زین آستان آواره گیر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر فراخوانی است به عشق و زیبایی، با تأکید بر اهمیت جستجوی معشوق. شاعر از خواننده می‌خواهد تا با تمام وجود به سمت محبوب خود برود و به زیبایی‌های او و محیط اطراف توجه کند. او هشدار می‌دهد که نباید به خود اجازه دهد شخصیت و پاکی‌اش آسیب ببیند و همچنین از ارتباط‌های غیرمناسب پرهیز کند. این شعر همچنین به احساس دلتنگی و تلاش برای پیدا کردن سعادت و آرامش اشاره دارد و به این نکته می‌پردازد که انسان باید با تلاش و عشق، خطاهای خود را جبران کند. در نهایت، شاعر به قدرت عشق و تأثیری که می‌تواند بر زندگی داشته باشد، اشاره دارد.