نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۰ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چون عشق آشنای تو شد از خرد گریز

شکرانه کرامت نیکان ز بد گریز

ای غنچه مذهب دلم ار داری از بهار

تن چون نسیم پای کن و تا ابد گریز

وا افت موج‌وار چو طوفان غم شود

هر گاه ابر عافیتی برق زد گریز

گر جذب وصل دیرتر آید به پرسشت

باری به سعی هجر ز بند حسد گریز

بر نیش خار غم چو نسیم صبا بغلط

چون نکهت گلی به مشامت رسد گریز

مگریز با چراغ تو باد ار کند مصاف

رو وام کن ز برق شتاب و ز خود گریز

گر بالغی ز عمر فصیحی مخور فریب

هم از کنار مهد به سوی لحد گریز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عشق و ارتباط آن با رهایی از نگرانی‌ها و مشکلات زندگی است. شاعر به مخاطب توصیه می‌کند که از آزارها و غم‌ها فرار کند و به عشق و نعمات خوبی که در زندگی وجود دارد، توجه کند. او به استفاده از طراوت بهاری و زیبایی‌های عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که باید از حسد و منفی‌بافی دوری کرده و به سوی روشنی و محبت رود. در نهایت، شاعر هشدار می‌دهد که عمر محدود است و باید از فرصت‌ها بهره برد و به سوی چیزهای مثبت حرکت کرد.