نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۱ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هرگز مباش آتش سوزان سپند باش

خود را بسوز و دفع هزاران گزند باش

چون شعله سرمکش که برآرند از تو دود

شو خاک راه و در دو جهان سربلند باش

آزاده زی و صید غزالان درد را

چون طره نگار سراسر کمند باش

گر عافیت بسوخت ترا شکر غم بگوی

ممنون بخت و طالع ناارجمند باش

زین دوستان دشمن و زین دشمنان دوست

گاهی سرشک حسرت و گه زهر خند باش

زهر هلاهلی تو فصیحی ولی ز دور

در کام دشمنان هوس دوست قند باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به فردی توصیه می‌کند که مانند آتش سوزان نباشد و به جای آسیب رساندن به دیگران، خود را بسوزاند تا مشکلات را دفع کند. شاعر از او می‌خواهد که خود را در سختی‌ها سربلند نگه دارد و مانند شکارچی آزادی زندگی کند. همچنین به او یادآوری می‌کند که اگر در زندگی با سختی مواجه شد، باید به سرنوشت خود راضی باشد و از آن شکرگزاری کند. در نهایت، شاعر به دوگانگی روابط انسانی اشاره می‌کند، که گاهی دوستان دشمن و دشمنان دوست به نظر می‌رسند و از او می‌خواهد که در این میان با احتیاط عمل کند.