شمارهٔ ۱۳۲ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تا توانی در ترازوی هوس بی سنگ باش
چون گل آزادگی بیزار از آب و رنگ باش
حسن اگر در دیده چون نازت دهد جا پا منه
خوش نشین نالههای زار چون آهنگ باش
چون خزان آید در دل چون گل از شش سوگشای
در بهاران غنچهسان در بسته و دلتنگ باش
در گلستان جنون دستان رسوایی بزن
عقل گو خار سر دیوار نام و ننگ باش
نوشداروی جنون در حقه تسلیم نیست
خوی طفلان گیر و دستآموز صلح و جنگ باش
بال میرویاندم از تن چو اخگر شوق دوست
ره چو سوی اوست گو یک گام صد فرسنگ باش
مقصد افغانست خوش باشد فصیحی شرم چیست
گو درین ماتمسرا یک نوحه بی آهنگ باش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به اهمیت آزادگی و رهایی از قید و بندهای دنیوی اشاره میکند. او میگوید که باید از هوسها فاصله گرفت و مانند گلی آزاد بود که به آب و رنگ (ظاهر) وابسته نیست. همچنین تاکید میکند که زیباییهای ظاهری نباید دل را فریب دهد و فرد باید در نالهها و غمها خوشنشین باشد. شاعر به دورههای خزان و بهار اشاره میکند و پیشنهاد میدهد که در زمان ناراحتی مثل گل، باز به سمت زیباییها و شادیها برگردیم. او همچنین به جنون و عشق اشاره میکند و میگوید که باید با صلح و جنگ به یادگیری ادامه دهیم. در نهایت، او از دردها و ماتمها سخن میگوید که نباید به راحتی بیان شوند و از آنها باید به صورت بیصدا یاد کرد.