نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۶ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یک گام گر از محمل غم باز‌پس افتم

پیش آیم و چون ناله به پای جرس افتم

داغم جگر سوخنگانست مرادم

نه شعله و دودم که به دنبال خس افتم

بر ناصیه دانه فریبم ننوشتند

در دام به امید وصال قفس افتم

مردم ادبم کاش گذارد که درین بزم

بیهوش تر از شهد به پای مگس افتم

هجرش چو منی را نرسد لیک فصیحی

گامی دوسه از خویش گهی پیش و پس افتم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساسات عمیق خود در مورد غم و دوری از معشوق می‌گوید. او بیان می‌کند که هرگاه کمی از غم و اندوه فاصله می‌گیرد، دوباره به یاد معشوقش می‌افتد و مانند صدای جرس به او نزدیک می‌شود. داغ و اندوه او بسیار عمیق است و او این درد را با شعله و دود که به دنبال آتش می‌رود، تشبیه می‌کند. شاعر همچنین به این نکته اشاره می‌کند که در زندگی‌اش به خاطر عشقش با ناامیدی مواجه است و در آرزوی وصالی قرار دارد. در نهایت، او ابراز می‌کند که عشق و دوری از معشوقش آن‌قدر برایش سخت است که گاهی به حالت بی‌هوشی می‌افتد. این اشعار نشان‌دهنده غم و longing (خواسته و آرزو) عمیق اوست.