نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۰ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

شب که غمهای ترا پرده‌نشین می‌کردم

از تبسم لب زخمی شکرین می‌کردم

هجر می‌سوخت دلم را و من از دیده خویش

نظری در خور آن روی گزین می‌کردم

گرد اوراق پریشان نفس می‌گشتم

انتخاب نفس بازپسین می‌کردم

سجده می‌ریخت ز سر تا قدمم در ره دوست

همه را چیده ز ره بار جبین می‌کردم

دوش تقلید جرس کردم و صد قافله سوخت

وای اگر ناله پریشان‌تر ازین می‌کردم

کشور درد فصیحی همه از من می‌بود

ناله را چون دل اگر نقش نگین می‌کردم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر احساسات عمیق و غمگینی را به تصویر می‌کشد. شاعر در شب‌هایی که غم‌هایش او را احاطه کرده، سعی می‌کند با لبخندهای دل‌نشین راهی برای آرامش پیدا کند. او از عشق و جدایی رنج می‌برد و در تلاش است تا زیبایی را در لحظات تلخ زندگی‌اش بیابد. با احساساتی چون عبادت و تقدیر از دوست، به یادآوری دردها و فقدان‌ها می‌پردازد و در نهایت می‌گوید که اگر بتواند، ناله‌هایش را به کلمه‌هایی تبدیل می‌کند که به زیبایی و عمق دردش افزوده شود.