نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۳ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چمن پیرای صبحم کیمیای خاروخس دارم

به هر شاخی ترنج آفتابی پیش رس دارم

نه ذوق ناله‌ام بی‌تاب دارد نه غم محمل

هوای پای‌بوس ناله فرمای جرس دارم

پر پروانه‌ام در حسرت پرواز گم بادا

اگر امید دودی از چراغ هیچ کس دارم

همه شب ناله می‌دزدم ز لب وز بیم می‌لرزم

بدین بی دست و پایی راه بر بام عسس دارم

گلستان برنتابد زحمت هر هرزه پروازی

از آن در هر بن مژگان نگاهی در قفس دارم

منم پروانه کز بال هما کردند محروم

کنون دست طلب در دامن بال مگس دارم

فصیحی گر نفس ره گم کند در کلبه داغی

چراغ آفتابی در سر راه نفس دارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر توصیفی از احساسات عمیق و آرزوهای عاشقانه یک پروانه است. شاعر به زیبایی حسرت و longing را بیان می‌کند، به‌ویژه در رابطه با عشق و آزادی. او از چمن صبح و زیبایی‌هایی که در طبیعت وجود دارد سخن می‌گوید، اما همچنین به دردی که به دلیل ناتوانی‌اش در پرواز و آزادی احساس می‌کند اشاره دارد. شاعر در عین حال امید را در سایه دود چراغی که دارد حفظ می‌کند و بیانگر این است که حتی در شرایط سخت نیز به دنبال نور و عشق است. در نهایت، او تأکید می‌کند که با وجود تمامی مشکلات، هنوز هم چراغی برای امید در راه دارد.