شمارهٔ ۱۶۰ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
گوارا باد آیات تجلی بر لب هوشم
اگر بخشد ثوابش را به دوزخ دیده و گوشم
همه دردم همه داغم همه آهم افغان
محبت کاش سازد در دل یاران فراموشم
مهیا میکنم از بهر خویش اسباب ناکامی
چو مستوری همه چشمم چو خاموشی همه گوشم
نگنجد دوست در یاد و نه بییادش توان بودن
چو مرغ نیم بسمل میطپد در خاک و خون هوشم
ببین بیداد مرهم بر دل ریش و مزن طعنه
اگر رقصد ز شادی زیر نعش عافیت دوشم
سر زلف نگارم در پریشانی سزد زیبم
شب هجرانم و روز سیه زیبد همآغوشم
فصیحی چشم شوقم قیمت نظاره میدانم
توان کرد از نگه در فرقت احباب خسپوشم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی درد و رنجی است که شاعر از جدایی و محبت از دست رفته احساس میکند. او به زیباییهای عشق اشاره میکند و از ناکامیهایی که برای خود فراهم کرده، سخن میگوید. شاعر به شدت به یاد معشوقش میافتد و میداند فراموش کردن او غیرممکن است. از طرفی، او از بیداد دلش و غم و اندوه ناشی از جدایی صحبت میکند و به طرز عمیقتری به احساسات و درون خود مینگرد. در کل، متن بیانگر حسرت و درد ناشی از عشق ناکام و آرزوی وصال است.