شمارهٔ ۱۵۷ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گر شاهد غم جلوه کند کام نگیرم
ور خون جگر باده شود جام نگیرم
بادم که به گل نیست مرا تاب نشستن
در باغ درون آیم و آرام نگیرم
از بس که مرا داغ تو با برگ و نوا ساخت
عمر ابد از آب خضر وام نگیرم
کوته نظرم گرنه چو خورشید جمالت
فیض سحر از قافله شام نگیرم
دامیست فصیحی ز نفس بافته عمرم
چون صید غم و غصه بدین دام نگیرم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر ابراز احساسات عمیق شاعر است که به غم و درد ناشی از عشق اشاره دارد. شاعر میگوید اگرچه زیباییهای دنیا وجود دارد، اما در دلش غمی بزرگ وجود دارد که مانع از لذت بردن او از زندگی میشود. او از زندگی به عنوان دام غم و اندوه صحبت میکند و به روشنی نشان میدهد که حتی زیباییها و شیرینیهای زندگی نمیتوانند او را از غم دور کنند. در نهایت، شاعر به عمق درد و احساس ناامیدیاش اشاره میکند و بیان میکند که نمیتواند از این غم رهایی یابد.