شمارهٔ ۱۶ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آشفتهتر از ماست بسی انجمن ما
بی نور بود شمع طرب در لگن ما
بر ناصیه غنچه ما نقش طرب نیست
شرمنده برون رفته نسیم از چمن ما
بتخانه عشقیم به طوف در ما آی
مستند ز یک جام بت و برهمن ما
نشکفته بماندیم به گلزار شهادت
پاشند مگر گرد غمی بر کفن ما
از سوختن ما نشود هیچ تسلی
خوش بر سر لطف آمده پیمانشکن ما
شمعیم مکش کز تب حسرت بگدازیم
بگذار که بگذارد که بگدازد ازین شعله تن ما
تا حرف دل ریش فصیحی به تو گفتیم
خوناب الم میچکد از هر سخن ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی احساس عمیق اندوه و ناامیدی در زندگی میپردازد. شاعر بیان میکند که حالتی آشفته و پر از غم دارد و از فقدان شادی و طراوت در وجود خود رنج میبرد. او به تصویرگری درد و دلمشغولیهای قلبیاش میپردازد و این حس را به دینی تشبیه میکند که در آن عشق و غم به هم آمیختهاند. بیان میکند که در تلاش برای بیرون آمدن از این حالت، حتی نسیم هم از چمنش شرمنده است و بر تیرهروزی او گواهی میدهد. در نهایت، شاعر با تأکید بر تنهایی و سوختن از حسرت، اشاره میکند که کلامش مملو از درد و اشک است.