نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۲ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نسیم نوبهاران نیستم کاندر چمن رقصم

به دوزخ افکنیدم تا به ذوق سوختن رقصم

نخستم بند بردارید از پا چون بسوزیدم

که تا چون شعله یک ساعت به کام خویشتن رقصم

حدیث قتل من تا بر زبانش رفته هر ساعت

کنم تکرار و مانند زبان در هر سخن رقصم

لباس زندگانی رقص عشرت را همی‌زیبد

اجل بشتاب کز بهر حریفان در کفن رقصم

ازین یکروزه تب نالد فصیحی ظرف را نازم

خوش آن ساعت که خلقی ماتمم دارند و من رقصم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به حس زندگی و هنری پرداخته که شاعر در آن به دنبال آزادی و شادی است. شاعر خود را مانند نسیم نوبهار توصیف می‌کند که در چمن می‌رقصد و به ذوق سوختن، دچار عذاب می‌شود. او از بند رهایی خواسته و می‌خواهد که مانند شعله‌ای در آتش برقصید. همچنین، او به مرگ و تقدیرش اشاره کرده و می‌گوید که در هر صحبت، باز هم یاد قتلش را تکرار می‌کند. شاعر روزهای زندگی را گرامی می‌دارد و به خاطر حریفانش که در غم او هستند، از زندگی بیشتر لذت می‌برد. در نهایت، او به لحظه‌ای اشاره دارد که در آن دیگران در ماتم هستند و او آزادانه می‌رقصد.