شمارهٔ ۱۶۶ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از ناله لب حوصله بستن نتوانم
همچون مژه بی اشک نشستن نتوانم
این تار نفس بگسلم اکنون که توان هست
ترسم دگر از ضعف گسستن نتوانم
تو عهدشکن خواهی و من بس که ضعیفم
یک عهد به صد سال شکستن نتوانم
خار طلبم چون گل دل لالهمزاجم
بی داغ درین بادیه رستن نتوانم
از چهره دل گرد غم دوست فصیحی
صد شکر که دریایم و شستن نتوانم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس عمیق ناامیدی و ضعف شاعر است. او از غم و درد ناشی از جدایی و بیوفایی صحبت میکند و میگوید که بهدلیل ضعف و ناتوانیاش نمیتواند از این احساسات رهایی یابد. او به رابطهاش با معشوق اشاره میکند و میگوید که حتی اگر دلی ناامید داشته باشد، نمیتواند آن را فراموش کند. در نهایت، او از بیاختیاریاش در برطرف کردن دردها و مشکلات زندگی میگوید و این که نمیتواند بدون دردسر ادامه دهد.