نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۴ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

کتاب عشقم و آیات زلف دوست عنوانم

ز سر تا پا گرم بندند شیرازه پریشانم

نگاه هرزه گردم شد سبک پرواز بستانی

که باز از اشک نومیدی گرانبارست مژگانم

یکی موج غریبم ای سراب عافیت رحمی

که عمری در کنار تربیت پرورده طوفانم

نماند از ترکتاز گریه هیچم خون و می‌ترسم

که سازد تیغ نازی شرمسار خاک میدانم

چنان شد تنگ عیش من که در گوش تنک ظرفان

گران آید نوای خنده چاک گریبانم

نه بت نه ایزدم مانا فصیحی جلوه عشقم

که در زلف و رخ خوبان پرستد کفر و ایمانم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و احساساتی عمیق سخن می‌گوید. او خود را به عنوان موجودی پیوند خورده با عشق و زیبایی معرفی می‌کند، که در عین حال، درد و رنج را نیز تجربه می‌کند. او به آرزوی آرامش و عافیت اشاره دارد، اما در عین حال از ظلمت و غم ناشی از عشق ناکام می‌گوید. شاعر به تضادهای عشق، مانند شادی و اندوه، و تمام تجارب عاطفی‌اش پرداخته و به قدرت و زیبایی عشق اشاره می‌کند که می‌تواند همزمان ایمان و کفر را در هم بیامیزد.