نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۰ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

چند در دل شکنم ناله و خاموش کنم

ناله‌ای کو که بدان تهنیت گوش کنم

سفری کرده‌ام آغاز که تا شهر عدم

هر قدم نقش مرادی به سر دوش کنم

نیستم زخم که چون جلوه مرهم بینم

نمک تیغ جفای تو فراموش کنم

تازه سازم روش نامه طرازی زین پس

ناله‌ای چند به هر سطر سیه‌پوش کنم

صد نوا هست فصیحی دل ماتم زده را

فرصتی کو که ز دل زمزمه‌ای گوش کنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، شاعر از درد و رنج خود ناله می‌کند و به حسرتی که در دل دارد اشاره می‌کند. او در حال سفر به دنیایی است که در آن وجود ندارد و هر قدمی که برمی‌دارد، بار دردها و خاطراتش را به دوش می‌کشد. انگار که او زخم‌خورده‌ای است که نمی‌تواند مرهمی بر زخم‌هایش بیابد و به یاد تلخی‌های عشق، فراموشی برایش ممکن نیست. شاعر تصمیم می‌گیرد که نامه‌ای تازه بنویسد و در آن، درد و رنجش را در کلامش بیاورد. او به دنبال فرصتی است تا از دلش زمزمه‌ای بشنود و با روحیه‌ای دردمند، زندگی‌اش را بیان کند.