نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۱ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کو هجوم گریه کز یک قطره صد جیحون کنم

چشم مفلس را ز فیض رشحه‌ای قارون کنم

در دل از جوش ملالم جای داغی هم نماند

هم مگر آرایش این خانه از بیرون کنم

جان اگر از ناتوانی برنیاید باک نیست

ناله‌ام از ضعف اگر بر لب نیاید چون کنم

طرز این فکر نفس بافان پسند طبع نیست

پاره‌ای از خون دل بر دارم و موزون کنم

بر لبم حرفی اگر آید ز خون دل تهی

بازش آرم تا از آن سرچشمه‌اش پرخون کنم

چون صبا بر خار و گل پیچم به گلزار سخن

هر چه خون آلوده نبود ز آن چمن بیرون کنم

گر گزد دلهای محزون را فصیحی ناله‌ام

از لب افسردگانش در نفس افسون کنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق شاعر درباره درد و رنج می‌پردازد. شاعر از قدرت گریه و اشک صحبت می‌کند و تمایل دارد که حتی یک قطره اشک بتواند تأثیر بزرگی داشته باشد. او با نگاهی به مشکلات و ملالت‌های زندگی، به دنبال راهی برای ابراز احساسات و درد دلش است. شاعر از ضعف و ناتوانی نمی‌ترسد و به جای آن می‌خواهد که ناله‌ها و افکارش را به کلمات زیبا بدل کند. او به این فکر می‌افتد که چگونه می‌تواند احساساتش را به شعر تبدیل کند و از طریق آن، دردهای دیگران را نیز بیان کند. در نهایت، شاعری که در پی زیبایی در کلام و روح‌انگیزی است، می‌خواهد از زندگی و تلخی‌های آن الهام بگیرد و به نگاهی عمیق‌تر به احساسات انسانی دست یابد.