نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۲ فصیحی هروی

فصیحی هروی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

چند ای شوق طواف در و بام تو کنم

آه را دودکش شعله خام تو کنم

چشم گردم همه و نقش جمالت بینم

گوش گردم همه و یاد کلام تو کنم

در قدح جوشم و عکس لب لعلت دزدم

در صراحی شوم و سجده جام تو کنم

چون گدایی که نهد کاسه دریوز به کف

گوش بردارم و دریوزه نام تو کنم

دوش می‌گفت فصیحی ز غم ما مخروش

ورنه این نوش به یک خنده حرام تو کنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به عشق و شوق خود نسبت به معشوق می‌پردازد. او تمایل دارد مکرراً دور و بام محبوب را طواف کند و احساساتش را با آتش عشقش بیان کند. چشم و گوش خود را به زیبایی معشوق و کلام او اختصاص می‌دهد و در نوشیدن شراب، یاد لب‌های او را در نظر دارد. او مانند گدایی که برای طلب کمک دست به سوی معشوق دراز می‌کند، نام محبوب را با گوش جان می‌شنود. در پایان، شاعر به مضطرب بودنش اشاره می‌کند و می‌گوید که می‌تواند یک لبخند از معشوق را به‌عنوان نعمت بزرگ‌تر از آنچه که است، تحسین کند.