شمارهٔ ۱۷۳ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ز گریه موج زند مجلس ار ندیم شوم
چمن به ناله درآید اگر نسیم شوم
مشام خواهش مجنون شود زکام ابد
به چین طره لیلی اگر شمیم شوم
عذار شعله ایمن به دود اندایند
اگر ز سعی قبول ازل کلیم شوم
نیاز سر به گریبان کشد چو غنچه به ننگ
اگر چو ابر در این گلستان کریم شوم
لبم به شیر مرادی زمانه تر نکند
مسیح گردم ازین مادر ار یتیم شوم
اگر نه عمر عزیزم چرا درین بازار
به هرزه پیش فروش امید و بیم شوم
مرا بسوخت غرور کرم فصیحیوار
دو روز رخصت عشق ار بود ائیم شوم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات شاعر به احساسات عمیق و دردهایی که از جدایی و عشق ناشی میشود، اشاره میکند. او به زیبایی و لطافت عاطفی پرداخته و بیان میکند که اگر در کنار معشوق باشد، همه چیز دگرگون میشود. او از اشک و ناله به عنوان نشانههای وابستگی به معشوق یاد میکند و از حالت مجنون و درد عشق سخن میگوید. شاعر همچنین به تضاد بین عمر گرانبها و بیخود شدن در عشق اشاره میکند و با حسرت از گذر زمان و عشق ناکام خود میگوید. در نهایت، او آروز دارد تا خالص و شریف باشد و از غرور و خودخواهی فاصله بگیرد.