شمارهٔ ۱۷۴ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)
ما ز مادر داغ بر دل خاک بر سر زادهایم
همچو طفل غنچه در دامان نشتر زادهایم
نام ما مردود عالم روزی ما خون دل
ما و غم گویا به یک طالع ز مادر زادهایم
شستهایم از دل به خون عافیت نقش مراد
ما همان دم کاندرین نه طاق شش در زادهایم
اشک یعقوبیم و از خون جگر جوشیدهایم
آه مجنونیم و از دریای آذر زادهایم
از سراب تلخکامی تشنه لب خواهیم مرد
ما که همچون موج در دامان کوثر زادهایم
در گلستانی که هر خارش پیمبر زادهست
میوه هیچیم ما وز نخل بیبر زادهایم
شعله شوقیم و از دلهای خونین سر زده
غیر پندارد فصیحی ما ز اخگر زادهایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان غم و اندوه انسانها و سرنوشت تلخی که با آن دست و پنجه نرم میکنند، میپردازد. شاعر با اشاره به اینکه ما از مادری پر از داغ و درد به دنیا آمدهایم و همچون گلهای خفته در دامان درد بزرگ شدهایم، به ناکامیها و رنجهای بشری اشاره میکند. او میگوید ما به نوعی از آلام و دردها زاده شدهایم و مانند اشک، آتش و موج، در جستجوی آرامش و خوشبختی هستیم. در نهایت، شاعر حسرت میخورد که در میان دنیایی پر از خارش و ناکامی، مانند میوهای بیثمر و بیبر به حیات خود ادامه میدهیم.