شمارهٔ ۱۸ فصیحی هروی
فصیحی هروی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
باز دل در موج تبخال از تب حرمان کیست
لخت لختش در خروش از شعله هجران کیست
جان ما خود بال افشان از پی محمل برفت
یارب این مسکین که میسوزد فراقش جان کیست
سرگران گر بر مزار کشتگان بگذشت دوست
بر لب زخم شهیدان نوحه پس قربان کیست
دست ما از دیده در هجران فزون بگریستی
گر بدانستی که مسکین دور از دامان کیست
سالها شد کز فراق ما فصیحی پاک سوخت
این نگاه خونچکان از دیده گریان کیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات شاعر به درد و رنج ناشی از جدایی و فراق میپردازد. او از احساسات عمیق خود در مواجهه با سوختن دل و غم دوری میگوید و به پرسشهایی دربارهی هویت این درد و رنج میپردازد. سوالاتی از قبیل اینکه این دل تابان در نیلگونی غم کیست و کسی که از فراق میسوزد، چه کسی است. شاعر حتی به یاد عزیزانی میافتد که در جداییها و فراقها جان خود را از دست میدهند و در نهایت اشکها و دردهایی را که در طول سالها بر دلش نشسته با واژههایی پر از احساس منتقل میکند.